پادکست تولید کنید!
چرا باید پادکست تولید کرد؟ پادکست‌ها چه مزایایی دارند؟ من که برند معتبری هستم و وب‌سایت خوب و پربازدید دارم٬ تیزرهای تبلیغاتیِ درجه‌یک برای بازاریابی محصولاتم ساخته می‌شود٬ چه نیازی دارم به تولید محتوای صوتی؟
آیا فقط صاحبان کسب‌وکار باید پادکست تولید کنند و تولید پادکست را در برنامه‌های بازاریابی دیجیتال خود قرار دهند؟
چرا مردم به پادکست گوش می‌‌کنند؟ علت محبوبیت آن چیست- مخصوصا وقتی انواع دیگر محتوا هم زیاد تولید می‌شود؟

این نوشته می‌خواهد به سوال‌های بالا پاسخ دهد. قبل از پاسخ‌دادن به آن سوال‌‌ها باید به چند نکته اشاره کنیم. بعد درباره‌ی اهمیت پادکست‌ها برای کسب‌وکارها  در بازاریابی دیجیتال صحبت می‌کنیم. در ادامه٬ به مزیت‌های گوش‌کردن به پادکست‌‌ها و علت محبوبیت روزافزون آن‌ها هم اشاره خواهیم کرد.

بگذارید این‌طور شروع کنیم: پادکست‌ها همان رادیوهای خودمان هستند منتها با امکانات بیشتر. شما نمی‌توانستید در خانه و برای خودتان برنامه‌ی رادیویی تولید کنید. اما هرکس می‌تواند برای خودش پادکست تولید کند. هرجا که باشد. درباره‌ی هر موضوعی که دلش بخواهد. و این فرصتی است  تا صدایتان به گوش دیگران برسد. البته٬ لازم نیست شما حتما کسب‌وکاری باشید تا بخواهید صدایتان به گوش دیگران برسد و متوجه حضور شما بشوند٬ و درنهایت از کالاها و خدمات شما استفاده کنند. تولید پادکست فرصتی است برای عرضه‌ی عقاید و نظرات شما. این عقاید و نظرات ممکن است تخصصی باشند و ممکن است نباشند.

اگر تخصصی باشند و شما بخواهید آن تخصص را در اختیار دیگران قرار دهید٬ تولید‌ پادکست می‌شود راهی ارزان برای تبلیغ خودتان- برای برندسازی شخصی. مثلا٬ شما منتقد کتاب هستید و پادکست‌هایی با این مضمون تولید می‌کنید. بعد از مدتی شناخته می‌شوید و مجلات برای اینکه برایشان بنویسید به سراغتان می‌آیند.

اگر تخصصی نباشد و مثلا دغدغه‌های روزمره‌ی یک زنِ‌ خانه‌دار باشد٬ بازهم ممکن است برای تولید‌کننده‌اش سودآور باشد. وقتی پادکست‌های آن زن خانه‌دار محبوب شود و بقیه‌ی زنان به او گوش کنند٬ شاید برای تبلیغات هم به سراغش بیایند.

چرا باید پادکست تولید کنیم؟

باید پادکست بسازید چون تولید‌کردن محتوای صوتی مهم است و باید بخشی از برنامه‌ی بازاریابی شما باشد. چه برند بزرگ ومعتبری باشید چه کسب‌وکاری کوچک٬ از تولید پادکست بی‌نیاز نیستید. حتی اگر کسب‌وکاری کوچک باشید و وب‌سایت یا اپلیکیشن نداشته باشید٬ پادکست‌ها برای بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی به‌دَردتان می‌خورند.

درضمن٬ عد‌ه‌ی قابل توجهی از کاربران به پادکست‌ها گوش می‌کنند. پادکست‌ها هرروز محبوب‌تر می‌شوند. پس٬ نمی‌توانید تولید آن‌ها را نادیده بگیرید. شما باید از همه‌ی ابزارهایی که دنیای دیجیتال برای بازاریابی به شما می‌دهد استفاده کنید.‌

 چرا تولید پادکست‌ یا محتوای صوتی در دیجیتال مارکتینگ مهم است؟

پایه‌ی دیجیتال مارکتینگ محتواها هستند. این محتواها هستند که قرار است برای شما مشتری جذب کنند. محتواها هستند که پیام شما را به مخاطب یا مشتری بالقوه‌ی شما می‌رسانند. چون مخاطبان شما آدم‌های مختلفی هستند با ترجیحات گوناگون٬ محتواها هم انواع مختلفی دارند. یکی از انواع محتوها محتوای صوتی است٬ همین پادکست‌ها.

هرکس با محتوایی بیشتر ارتباط برقرار می‌کند. همان‌طور که در بازاریابی سنتی هم یک نوع تبلیغ انجام نمی‌شود (تیزرهای تبلیغاتی ،آگهی‌های تلویزیونی و بیلبوردها و تبلیغاتی که در روزنامه‌ها چاپ می‌شود و …). آدم‌ها همه شبیه هم نیستند و هم‌سلیقه. پس شما باید همه‌ی سلیقه‌‌ها را در نظر بگیرید و برای همه‌ی سلیقه‌ها محتوا و تبلیغات تولید کنید.

محتواها مکمل یکدیگرند. محتوای متنی و صوتی و ویدئویی ممکن است هرکدام به یک جنبه از موضوعی اختصاص داده شوند. پس٬ علاوه‌ بر اینکه در تولیدکردن محتوا باید همه‌ی سلیقه‌ها و طیف مخاطبان را در نظر گرفت٬ محتواها‌ی مختلفی که تولید می‌کنید می‌شود که مکمل یکدیگر باشند.

پادکست چیست و چرا باید تولید شود
پادکست چیست

محتواها‌ی مختلف فرصتی هستند برای بازتولیدکردن محتوا. محتوای متنی ممکن است تبدیل به محتوای صوتی شود. با کمک محتوای صوتی می‌شو محتوای ویدئویی ساخت. اگر محتوای صوتی شما مصاحبه با شخصی باشد٬ متن مصاحبه می‌شود محتوای متنی. و این فرصت و کمک بزرگی است به سئوی کلی وب‌سایت شما.

پادکست‌ها یعنی سیگنال اجتماعی بیشتر.  با سئوی پادکست و به اشتراک‌گذاشتن هرچه بیشتر آن در شبکه‌های اجتماعی٬ کسب‌وکار شما سیگنال‌های اجتماعی بیشتری دریافت می‌کند. این یعنی شما و کسب‌وکارتان بیشتر و بهتر دیده می‌شوید.

پادکست‌ چه مزیت‌هایی برای کسب‌وکارها دارد؟

۱.هزینه‌ی تبلیغات آن‌ها را کم می‌کند. تولید پادکست مثل ساختن تیزر تبلیغاتی یا موشن گرافیک گران نیست. یک کسی را می‌خواهد که حرف بزند و صدایش را ضبط کند. همین.

۲. وسیله‌ی ارتباطی با مشتری است. شما با مشتری‌هایتان مستقیم حرف می‌زنید. می‌توانید از آن‌‌ها بخواهید با شما تعامل کنند و نظر بدهند و مهمان پادکست‌های شما باشند.

۳. مخاطب با آن رابطه‌ی احساسی و شخصی برقرار می‌کند. محتوای صوتی مثل محتوای متنی نیست. زنده است. یک نفر دارد برای شما حرف می‌زند. شما می‌توانید هیجانات و احساساتش را بفهمید. مگر شما جز درگیرکردن مخاطب و مشتری خود چیز دیگری هم می‌خواهید؟؟؟

۴.کاربران جدیدی را جذب شما می‌کند. هستند آدم‌هایی که اینستاگرام ندارند. وقت خواندن وب‌سایت شما را ندارند. ولی موقع پیاده‌روی حتما یک چیزی گوش می‌کنند. بهتر نیست آن چیز پادکستی درباره‌ی شما باشد؟؟؟

۵. تولید پادکست فرصتی برای تعامل مداوم با مخاطبان یا مشتریان به شما می‌دهد. تصور کنید شما نویسنده‌اید و هر هفته پادکست تولید می‌کنید٬ مهم نیست درباره‌ی چی. شما هر هفته در یک روز مشخص با مخاطبانتان٬ که درنهایت می‌خواهید کتاب‌هایتان را بخرند٬ حرف می‌زنید.

۶. رهبر فکری در حوزه‌ی تخصص خودتان می‌شوید.  تصور کنید شما مشاور بورس هستید. مشاوره می‌دهید و درضمن پادکست‌های با موضوع سرمایه‌گذاری در بورس تولید می‌کنید. ۵ سال است به‌طور مداوم این کار را می‌کنید. همه شما را می‌شناسند و به پادکست‌هایتان گوش می‌کنند. پس‌٬ حرفتان خریدار پیدا کرده است.

۷. پادکست‌سازی می‌شود که کسب‌وکار شما باشد. مثل اینفلوئنسرهای اینستاگرامی که محتوا تولید می‌کنند تا فالوئر داشته باشند و بعد تبلیغات بگیرند و پول دربیاورند. شما می‌توانید پادکست (با هر موضوعی) بسازید و محبوب شوید و طرفدار پیدا کنید و تبلیغات بگیرید و پول دربیاورید.

مزیت های تولید پادکست
مزیت‌های پادکست

تولید پادکست باید در چه حوزه هایی باشد؟

درباره‌ی همه‌چیز! درباره‌ی همه‌چیز می‌شود پادکست تولید کرد. پاسخ دقیق این سوال به هدف شما از تولید‌ پادکست برمی‌گردد. در ادامه٬ به ۶ حوزه‌ که معمولا پادکست‌ها درباره‌ی آن‌ها تولید می‌شوند اشاره می‌کنیم:

۱. پادکست‌ها یا همان محتواهای صوتی برای انتقال مطالب آموزشی عالی هستند. در پادکست می‌توانید درباره‌ی هر موضوعی حرف بزنید. اما٬ پادکست‌‌ها برای آگاهی‌رسانی‌های عمومی و تخصصی گزینه‌ای فوق‌العاده هستند. مثلا٬ می‌توانید درباره‌ی بورس یا مزایای انواع سرمایه‌گذاری پادکست بسازید.

۲. در کنار محتوای آموزشی٬ پادکست‌ها برای تبلیغات و برندسازی شخصی هم پتانسیل بالایی دارند. مثلا شما روانشناس هستید. پادکست‌هایی با موضوعات روانشناسی تولید می‌کنید. شنوندگان شما مراجعان بالقوه‌ی شما هستند.

با شما و صدایتان آشنا شده‌اند٬ به شما اعتماد کرده‌اند و بعد از مدتی از شما مشاوره می‌خواهند.

۳. پادکست‌‌ها می‌شود که تماما در اختیار برند و محصول شما باشند. شما شرکتی دارید و وب‌سایتی. بخشی از وب‌سایت شما به پادکست‌های سریالی که درباره‌ی محصولاتتان تولید می‌کنید اختصاص دارد. ممکن است محتوای یکی از این پادکست‌‌ها داستان بِرندتان باشد.‌

۴. پادکست‌‌هایی که تولید می‌کنید ممکن است مصاحبه‌ی شما با افراد گوناگون (متخصصین یک حوزه یا مردم عادی) باشد. همان مثال روانشناس را در نظر بگیرید. در یکی از پادکست‌هایِ تولیدی‌اش با یکی از مراجعانش (که قبلا شنونده‌ی پادکست‌هایش بوده) مصاحبه کرده و از داستان زندگی و مسیر بهبودی‌اش پرسیده.

۵. پادکست‌هایی که تولید می‌کنید ممکن است خبر و گزارش‌های مرتبط با برند٬ محصولات یا تخصصتان باشند. شما مشاور تغذیه هستید و پادکست‌‌هایی با موضوع سلامت و رژیم‌درمانی تولید می‌کنید. یکی از پادکست‌‌هایتان گزارشی است درباره‌ی مکمل‌های رژیمی.

۶. پادکست‌های سرگرم‌کننده و شاد در خدمت شما و برند شما هستند. فکر کنید شما پادکست‌هایی تولید می‌کنید فقط برای سرگرمی.  ناشری که به‌تازگی کتابی چاپ کرده درباره‌ی «رازهای شاد زیستن» به سراغ شما می‌آید و به شما پول هم می‌دهد تا پادکستی مفرّح برای معرفی کتابش تولید کنید.

انواع پادکست

چرا مردم به پادکست گوش می‌کنند؟

۱.چون گوش‌کردن به آن آسان است. جاهایی که دست و چشممان بند هستند و نمی‌توانیم چیزی بخوانیم یا ببینیم٬ می‌‌توانیم چیزی بشنویم. مواقعی که داریم رانندگی می‌کنیم٬ در جاده هستیم٬ ظرف می‌شوریم٬ پیاده‌روی می‌کنیم و … .

۲. چون بعضی از ما مردم محتوای شنیداری را بیشتر دوست داریم. از آن دسته آدم‌هایی هستیم که دلمان می‌خواهد مدام یک صدایی بشنویم. یک نفر برایمان حرف بزند. مثل مادربزرگ‌ها که عاشق رادیو گوش‌کردن بودند.

۳. چون نمی‌خواهیم وقت تلف کنیم. از آن آدم‌هایی هستیم که دلمان می‌خواهد حتی وقتی داریم پیاده‌روی می‌کنیم هم یک چیزی یاد بگیریم. دلمان می‌خواهد وقتی تو مترو نشستیم٬ یک نفر کتابی را که وقت نکردیم بخوانیم برایمان خلاصه کند و بگوید.

۴. چون بازهم گوش‌کردن به آن آسان است. این بار آسان است چون نمی‌خواهد پول بدهیم و بخریمشان٬ مثل کتاب‌های صوتی. کافی است از اپلیکیشن‌‌های پادکست استفاده کنیم.

۵. چون هر وقت بخواهیم در دسترس‌اند. اینترنت هم  نمی‌خواهد. می‌توانیم پادکستی را در اپلیکیشن دانلود ‌کنیم و بعدا هروقت که خواستیم آن را بشنویم.

۶. چون سَرمان شلوغ است. می‌خواهیم زبان فرانسه یاد بگیریم. وقتِ کلاس رفتن را هم نداریم. از پادکست‌های آموزش زبان فرانسه کمک می‌گیریم.

تولید پادکست

۵. آرشیو و آپدیت آن‌‌ها راحت است. کافی است مشترک پادکستی در اپلیکیشن شوید. قسمت‌های جدید خودبه‌خود اضافه می‌شوند. هر قسمتی را هم که دانلود کنید برایتان در اَپ می‌ماند.

۷. درباره‌ی هرچیزی که فکرش را بکنید پادکست تولید می‌شود. دنیای متنوعی از موضاعات در پادکست‌های انگلیسی و فارسی٬ و احتمالا هر زبان دیگری٬ پیدا می‌شود.

اگر می‌‌خواهید پادکست‌هایی با موضوعات عمومی بشنوید سری بزنید به آدرس زیر:

پادکست فارسی چنل‌بی

به‌ حوزه‌ی کارآفرینی علاقه دارید٬ سری بزنید به آدرس زیر:

Masters of Scale – LIVE HOMEPAGE

امتیاز دهید

محتوای سئوشده چیست؟ چه فرقی با بقیه‌ی محتواها دارد؟ اگر چه ویژگی‌هایی در تولید‌کردن محتوایی رعایت شده باشد٬ به آن محتوا «سئوشده» خواهند گفت؟ اصلا٬ این سئو چیست که باید محتوایی سئو شود؟
اگر یکی از سوالات بالا سوالی است که در ذهن شما می‌چرخد و برایش جواب می‌خواهید٬ این متن برای شما نوشته شده. پس٬ بخوانیدش تا جوابِ کامل سوالاتتان را بگیرید.
نوشته را با توضیحی کلی درباره‌ی سئو٬ اهمیت روزافزونش و تعریف محتوای سئوشده شروع می‌کنیم. در ادامه٬ هرکدام از ۵ ویژگی غالب این نوع از محتوا را در عنوانی جداگانه بررسی می‌کنیم.

محتوای سئوشده چیست؟

محتوایی که برای پاسخ‌دادن به سوال مشخصی٬ که کاربران از موتورهای جستجو می‌پرسند٬ تولید شده و ویژگی‌‌هایی دارد که آن را برای موتورهای جستجو٬ مثل گوگل٬ بهینه کرده است.

(قبل از اینکه برویم سراغ بقیه‌ی حرفمان٬ یک چیزی را روشن کنیم. منظور ما از موتور جستجو گوگل است. البته٬ می‌دانیم که در عالمْ موتورهای جستجوی دیگری هم وجود دارند٬ اما سالارِ موتورهای جستجو«علامه گوگل» است. در بین موتورهای جستجو٬ بیشتر از گوگل سوال می‌کنند و بیشتر به او اعتماد دارند.)

بیایید توضیح بیشتری درباره‌ی تعریف بالا بدهیم.

محتوای سئو شده
محتوای سئو شده

۱. بهینه‌کردن برای موتورهای جستجو یعنی چه؟

سئو چیست؟ سئو (SEO) مخفف است برای کلمه‌ی (Search Engine Optimization) یا بهینه‌‌کردن وب‌سایت‌ها برای موتورهای جستجو. در سئو ما به دنبال جلب‌کردن رضایت موتور جستجو هستیم و رضایت موتور جستجو در گروِ رضایت کاربر آن است.

هر وب‌سایت با اهداف و برای موضوعات مشخصی طراحی و ساخته می‌شود. اما٬ وجه مشترک همه‌ی آن‌ها یک چیز است: دنبال جلب‌کردن نظر کاربران هستند٬ می‌خواهند کاربران وارد وب‌سایت آن‌‌ها شوند. آن‌ها را ببینند. اگر قرار است چیزی بخرند یا کاری بکنند از طریق آن وب‌سایت باشد.

در دنیای دیجیتال امروز که پُر از وب‌سایت در موضوعات مختلف است٬ وب‌سایت‌ها چطور خودشان را متمایز کنند تا زودتر از رقیب کاربر را بگیرند؟ با سئوی وب‌سایتشان.

پس٬ به زبان تقریبا ساده٬ بهینه‌کردن یا موثرتر‌کردن وب‌سایت یعنی رعایت‌کردن نکات و استفاده از تکنیک‌‌هایی (در داخل و خارج از وب‌سایت) تا موتورهای جستجو آن وب‌سایت را در صفحه‌ی اول نتایج جستجو و بین ۱۰ نتیجه‌ی اول٬ ترجیحا اولین تا سومین٬ به کاربر نشان دهند.

۲. سئو چند نوع دارد و ویژگی‌هایی محتوای سئوشده چیست؟

انواع سئو عبارت‌اند از:

• سئو فنی یا تکنیکال: بهینه‌کردن دامنه و هاست و مسائل فنی وب‌سایت تا جای ممکن.
سئو داخلی: بهینه‌کردن محتوای وب‌سایت و هر چیزی که در درون صفحات آن قرار می‌گیرد.
• سئو خارجی: جلب‌کردن نظر کاربران با کمک‌گرفتن از شبکه‌های اجتماعی یا وب‌سایت‌‌های دیگر (هرچیزی که خارج از وب‌سایت قرار دارد).

محتوای سئو‌ شده موضوع سئوی داخلی است. این صفحات یک وب‌سایت هستند که بهینه می‌شوند. چون هر صفحه به موضوع مشخص و کلمات کلیدی مشخصی اختصاص دارد٬ آن صفحه برای همان کلمه‌ی کلیدی بهینه می‌شود.

محتوایی متنی که بهینه شده (سئو شده) این ۵ ویژگی را حتما در خود دارد:

سئو
سئو چیست

۱. محتوای سئوشده برای نیاز کاربر و رضایت اوست.
۲. محتوای سئوشده براساس کلمات و عبارات و مفاهیم کلیدی است.
۳. محتوای سئوشده ساختار مشخص دارد.
۴. در محتوای سئوشده لینک‌‌‌سازی (به داخل همان وب‌سایت یا به وب‌سایت‌های دیگر) شده است.
۵. محتوای سئوشده اصیل و معتبر و مفید‌ است.

. خُب٬ این سئو از کجا آمده؟

از پیشرفت تکنولوژی و دنیای دیجیتال و اینکه همه از موتورهای جستجو سوال می‌کنند و از آن‌ها جواب می‌خواهند. و موتورهای جستجو دنبال بهترین و کامل‌ترین جواب‌ها هستند تا آن‌ها را به کاربر نشان دهند.
در سئو٬ دعوا بر سر صفحه‌ی اول و ۳ وب‌سایت اول است. حالا چرا؟ چون معمولا کاربر روی یکی از این ۳ جواب اول کلیک می‌کند. پس٬ اگر کاربر دنبال خریدن چیزی باشد و کسب‌‌وکار شما آن اول‌ها نباشد٬ شما مشتری از دست داده‌اید.
موتورهای جستجو٬ مخصوصا گوگل٬ نشان‌دادن کامل‌ترین و درست‌ترین جواب را وظیفه‌ی خودشان می‌دانند. چون برای آن‌ها «رضایت کاربرانشان» مهم‌ترین چیز است. پس٬ الگوریتم‌ها و ربات‌هایی ساختند تا بروند و در محتوای سایت‌های مختلف بچرخند و بهترین جواب را پیدا کنند.
این ربات‌ها می‌توانند محتوای سئوشده را بخوانند و بفهمند و ارزیابی کنند. وقتی ارزیابی کردند٬ به آن امتیاز می‌دهند.
و این امتیاز جای آن محتوا (وب‌سایت) را ‌در دنیای پهناور گوگل مشخص می‌کند.

 آن ربات‌‌ها و الگوریتم‌ها (درواقع الگوریتم‌های گوگل) چطور بهترین جواب را پیدا می‌کنند؟

آن‌ها و گوگل برای خودشان قوانین و مقررات و استانداردهایی دارند. از چیزهایی خوششان می‌آید و از چیزهایی اصلا خوششان نمی‌آید. اگر کسی قوانین را زیر پا بگذارد٬ جریمه‌اش می‌کنند و برای مدتی و یا شاید همیشه محتوایش را نشان نمی‌دهند.
مجموعه‌ی این استانداردها و قوانین اصول سئو را تشکیل می‌دهد. آن‌ها بهترین جواب را با کمک‌گرفتن از اصول سئو پیدا می‌کنند. پس٬ بهترین جواب درواقع در درون محتوای سئوشده است. محتوایی که قوانین گوگل را رعایت کرده و طوری تولیدشده که الگوریتم‌‌ها بتوانند راحت بررسی‌اش کنند. پس٬ در یک کلام٬ وب‌سایت شما و هرچه درون آن است باید ویژگی‌های مورد نظر گوگل را داشته باشد تا گوگل آن را معتبر بداند و زودتر از بقیه‌ی وب‌سایت‌ها و محتواها به کاربر نشان دهد.

محتوای سئو شده شما را ارتقا می‌دهد
با محتوای سئو شده به قله‌ها برسید

اولین ویژگی:‌ محتوای سئوشده برای نیاز کاربر و رضایت اوست

همان‌طور که قبلا هم اشاره کردیم٬ رضایت کاربر برای گوگل مهم است -اصلا شما فکر کنید همه‌چیز است. محتوای سئو شده برای کاربر و برای حل‌کردن مشکل او و پاسخ‌دادن به سوال او تولید (نوشته یا ساخته) شده است. گوگل رضایت کاربر را می‌فهمد.
برای مثال٬ شما از گوگل می‌پرسید: محتوای سئوشده چیست؟ گوگل به شما جواب می‌دهد. صفحه‌ای با ۱۰ وب‌سایت در آن. شما روی یکی از لینک‌ها کلیک می‌کنید. وب‌سایت باز نمی‌شود! پس٬ آن وب‌سایت نتوانست جواب شما را بدهد.
گوگل این را می‌بیند و به آن سایت امتیاز منفی می‌دهد.
روی لینک دیگری کلیک می‌کنید. صفحه‌ای برای شما باز می‌شود با دو پاراگراف متن ِ بی‌سروته درباره‌ی سئوی وب‌سایت نه محتوای سئو‌شده. آن سایت را می‌بندید. پس٬ بازهم جوابتان را نگرفتید. گوگل این را هم می‌فهمد.
برای پاسخ‌دادن به کاربر٬ باید مشکل و نیاز او را شناخت. به زبان دیگر٬ باید کاربر را درست شناخت. چطور گوگل و کسی که می‌خواهد محتوا تولید کند این شناخت را به دست می‌آورند؟ یکی از راه‌ها نگاه‌کردن به کلمات و عبارات جستجوشده‌ی کاربران است.
کلمات و عبارات کلیدی همان کلماتی هستند که کاربر با آن‌ها از گوگل سوال می‌کند. گوگل ابزارهایی طراحی کرده تا بتواند این کلمات و عبارات و بسامد جستجوشدن آن‌ها را ارزیابی کند. برای مثال٬ وقتی شما می‌خواهید درباره‌ی روش‌های بهینه‌سازی وب‌سایتتان بدانید٬ از این عبارت کلیدی استفاده می‌کنید: روش‌های بهینه‌سازی وب‌سایت.

دومین ویژگی: محتوای سئو شده براساس کلمات و عبارات و مفاهیم کلیدی است

محتوای سئو شده محتوایی است که در آن از کلمات٬ عبارت و مفاهیم کلیدی حتما استفاده شده است. به عبارت دیگر٬ شما برای یک مفهوم کلیدی که معمولا با کلمات و عبارات مشخصی جستجو می‌شود محتوا تولید می‌کنید. اصل در اینجا مفهوم کلیدی است نه کلمه‌ی کلیدی.
برای مثال ٬ کاربری هیچ‌چیز درباره‌ی موشن گرافیک نمی‌داند. در گوگل کلمه‌ی «موشن گرافیک» یا عبارت «موشن گرافیک چیست؟» را سرچ می‌کند. در اینجا٬ مفهوم کلیدی چیستیِ موشن گرافیک است. شما باید محتوایی تولید کنید که تصویر روشنی از مفهوم موشن گرافیک را٬ برای کسی که هیچ‌چیز از آن نمی‌داند٬ ترسیم کند.
استفاده از کلمات کلیدی به‌تنهایی کافی نیست. آن‌ها باید به اندازه و درست در محتوا به‌کار رفته باشند. نباید از کلمه‌ی کلیدی خیلی زیاد استفاده کرد٬ چون متن کسل‌کننده می‌شود و از هدف اصلی‌اش دور. و هر دوی این‌ها را گوگل می‌فهمد و دوست ندارد.

محتوای سئو شده روی کلمات کلیدی
به همراه کلمات و عبارات کلیدی٬ کلمات و عبارات مترادف و مشابه و مرتبط با آن نیز باید در محتوا وجود داشته باشد.
دلیل این نکته هم واضح است: جواب شما باید جامع و مانع باشد. پس٬ باید به هرچیزی که به مفهوم کلیدی مربوط می‌شود و برای فهم آن مهم است پرداخت.
در میان انواع محتوای دیجیتال٬ محتوای متنی اصلی‌ترین نوع محتوا برای اهداف سئو است. و دلیل آن خیلی روشن است: کلمات و عبارات کلیدی را در متن‌ها می‌شود استفاده کرد و کاربر هم آن‌ها را در گوگل تایپ می‌کند. ربات‌های گوگل متن‌ها را٬ می‌خوانند و می‌فهمند.
البته این به آن معنا نیست که فقط باید محتوای متنی تولید کرد و سایر انواع محتوا مثل محتوای ویدئویی٬ موشن گرافیک‌ها و پادکست‌ها و … اثری در بهینه‌شدن وب‌سایت شما در موتورهای جستجو ندارند و خوب نیستند. هر نوع از محتوای دیجیتال کاربردهای خودش را دارد.

سومین ویژگی: محتوای سئو شده ساختار مشخص دارد

این ویژگی مشخصا درباره‌ی محتوای متنی سئو شده کاربرد دارد. پایه‌ی هر محتوای دیجیتالی متن است و محتوای متنی را می‌شود با سایر انواع محتوای دیجیتال ترکیب کرد یا به نوعی دیگر تبدیل.
به‌این‌ترتیب٬ وقتی برای پاسخ‌دادن به پرسش کاربری٬ اینفوگرافی خیلی بهتر از یک مقاله‌ی ۲۰۰۰ کلمه‌ای باشد؛ شما می‌توانید برای آن اینفوگرافی متنی کوتاه هم بنویسید یا از آن در محتوایی متنی استفاده کنید.
محتوای متنیِ‌ سئو شده ساختار دارد و تنظیم‌شده است. کسی بی‌حساب‌وکتاب تعدادی کلمه را پشتِ سرِهم ردیف نکرده است. این محتوا به ساختار نیاز دارد تا کاملا واضح باشد و گوگل و کاربر به‌راحتی آن را بفهمند و درک کنند. متن سئوشده با عنوان جذاب و گیرا٬ که کلمه‌ی کلیدی در آن به کار رفته٬ شروع می‌شود.
متن سئوشده مقدمه دارد. در مقدمه‌ای کوتاه دقیقا برای خواننده نوشته می‌شود که قرار است در متن درباره‌ی چه چیزهایی بخواند. متنْ درست واصولی پاراگراف‌بندی‌ شده و هر پاراگراف به موضوعی مشخص اختصاص دارد. جملات خیلی طولانی نیستند تا خواننده کسل و سردرگم نشود.
برای بخش‌بندی‌کردن متن و همچنین راهنمایی‌کردن گوگل از هدینگ تگ‌ها (Heading Tags) بهره می‌برند. مهم‌ترین بخش را با تگ h1 برای گوگل مشخص می‌کنند. هدینگ‌های بعدی که از ۲ تا ۶ هستند٬ هر یک نسبت به قبلی اهمیت کمتری دارد.

چهارمین ویژگی: در محتوای سئو شده لینک‌‌‌سازی شده است

این کار بیشتر برای جلب‌کردن توجه گوگل است تا کاربر. البته٬ گوگل لینک‌سازی داخلی را دوست دارد٬ چون این کار به نوعی به کاربر اطلاعات بیشتری می‌دهد. اما بیشتر از آن٬ فعال‌بودن و معتبربودن وب‌سایت را به گوگل نشان می‌دهد.

درمحتوای سئوشده لینک‌‌‌سازی شده است

ما دو نوع لینک‌سازی در محتوای سئوشده داریم: اولی٬ لینک‌سازی داخلی است: لینک‌دادن به مطلب دیگری داخل همان وب‌سایت. وقتی روی کلمه‌‌های بولدشده‌ی این متن کلیک کنید٬ صفحه‌ای دیگر از همین وب‌سایت با موضوعی دیگر برایتان باز می‌شود.
این نوع از لینک‌سازی برای گوگل مهم است و محتوای شما را موثرتر می‌کند. چرا؟ چون اولا٬ سایر صفحات وب‌سایت خود را به گوگل نشان می‌دهید. دوما٬ به گوگل این پیام را می‌دهید: برای اینکه به کاربر بیشتر و بهتر کمک کنم٬ کلمه‌هایی که ممکن است در خواندن متنی نداند جای دیگری٬ در همین وب‌سایت٬ برایش توضیح داده‌ام.
دومی٬ لینک‌سازی خارجی است: لینک‌دادن به مطلبی در سایتی دیگر و نه همان وب‌سایت. البته٬ نباید به هر وب‌سایت دیگری لینک داد. باید به وب‌سایت معتبری لینک داد که اطلاعات مفیدی (در تکمیل اطلاعاتی که در وب‌سایت شما خوانده) برای کاربر دارد.
البته٬ فکر نکنید هر چه بیشتر لینک بدهید و بگیرید٬ بهتر است. نه! همه‌چیز باید به اندازه باشد. اگر لینک بخرید٬ گوگل می‌فهمد و شما را جریمه می‌کند. اگر خیلی زیاد لینک بدهید٬ بازهم گوگل به شما مشکوک می‌شود.

پنجمین ویژگی: محتوای سئو شده اصیل و معتبر و مفید‌ است

این ویژگی برای گوگل خیلی خیلی مهم است. گوگل کُپی‌کارها را دوست ندارد و آن‌ها را جریمه می‌کند. کاربر برای گوگل ارزش دارد. پس محتوایی از نظر گوگل امتیاز دارد که برای تولیدش تحقیق و مطالعه شده باشد. گوگل محتوای بی‌کیفیت و کُپی را دوست ندارد چون در حقیقت٬ این نوع محتوا مشکل کاربر را حل نمی‌کند و برای کاربر مفید نیست. کاربر باید بهترین جواب ممکن را در جستجویش ببیند و محتوای بی‌کیفیت بهترین نیست.
محتوای سئوشده با استفاده از مراجع و منابع قابل‌اعتماد و درست تهیه شده است. این نوع محتوا اطلاعات غلط به کاربر نمی‌دهد و براساس شایعات و خرافات و باورهای نادرست٬ که ممکن است به کسی آسیب برساند٬ نیست.
محتوای سئو‌ شده باید طولانی باشد (معمولا بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه). چون قرار است جواب کاملی به سوال کاربر بدهد. بخشی از «مفیدبودن» برای کاربر به جامع‌بودن محتوا بستگی دارد. محتوایی مفید است که مفهوم کلیدی و چیزهایی که کاربر نمی‌داند را به روشنی و بدون هیچ ابهامی برایش باز کند.

3.7/5 - (3 امتیاز)

در دنیای شگفت‌انگیز محتواهای دیجیتال چه‌خبر است؟
انواع محتوا تبلیغاتی کدام‌ها هستند؟  وقتی از تولید محتوا حرف می‌زنیم٬ از تولید چه محتواهایی حرف می‌زنیم؟ اگر پیامی داشته باشیم که بخواهیم به کاربران دنیای دیجیتال برسانیم٬ از چه قالب‌هایی می‌توانیم کمک بگیریم؟ این نوشته به سوالات بالا جواب می‌دهد و درباره‌ی انواع محتوا در دنیای دیجیتال و دیجیتال مارکتینگ برای شما صحبت خواهد کرد.

با دسته‌بندی انواع محتوا تبلیغاتی شروع می‌کنیم. بعد٬ درباره‌ی اهمیت انواع محتوا در دیجیتال مارکتینگ صحبت می‌کنیم.  سه بخش پایانی این نوشته٬ به تعریف سه نوع کلّی محتوا -متنی٬ صوتی و تصویری- و اشکال مختلف هرکدام اختصاص یافته است.

اهمیت تولید انواع محتوا

انواع محتوا

برای دسته‌بندی انواع محتوا تبلیغاتی می‌شود از معیارهای مختلفی استفاده کنیم:

۱.ماهیت محتوا : محتوای ما نوشته شده است؟ متن است؟ یا صدا یا تصویر؟ این دسته‌بندی کلّی‌ترین دسته‌بندی محتوا به‌حساب می‌آید.

درصورت اول٬ محتوای ما متنی است. محتوای ما نوشته شده است و مخاطب ما باید محتوا را بخواند.

مقاله‌هایی که در وب‌سایت‌ها منتشر می‌شوند٬ پست‌های اینستاگرامی٬ مطالبی که در کانال‌های تلگرامی می‌‌خوانید٬ وبلاگ‌ها٬ همگی محتوای متنی هستند.

در دومین صورت٬ اگر فقط صدا داریم٬ یعنی کسی چیزهایی گفته و صدایش ضبط شده و بعدا به‌اشتراک گذاشته شده است٬ محتوا صوتی یا پادکست است. مخاطب ما باید محتوای ما را بشنود. پادکست‌‌هایی که در اپلیکیشن‌‌های پادکست یا بعضی وب‌سایت‌ها قرار می‌گیرند همگی محتوای صوتی‌اند.

در سومین صورت٬ اگر محتوای ما چیزی است که باید دیده شود٬ محتوای ما تصویری است. عکس‌ها محتوای تصویری هستند. ویدئوها و موشن‌گرافیک‌ها و اینفوگرافیک‌ها و وبینارها همگی شکلی از محتوای تصویری به‌حساب می‌آیند.

اهمیت انواع محتوا در دیجیتال مارکتینگ

۲. سازنده‌ی محتوا: آیا در ساختن و شکل‌گرفتن آن مخاطب هم دخالت داشته یا نه؟ اگر محتوایی با دخالت و تعامل مخاطب به‌وجود آمده باشد٬ به آن محتوای تعاملی می‌گویند. چیزهایی که مخاطبان در بخش نظرخواهی یا پرسش‌وپاسخ وب‌سایت‌ها می‌نویسند از همین دسته است.

۳.هدف محتوا (هدف از تولید‌کردن محتوا): اگر شما برای دل خودتان و در وبلاگ خودتان بنویسید٬ محتوای متنی تولید کرده اید. اما این فرق دارد با زمانی‌‌که شما کارشناس تولید محتوا هستید و به شما پول می‌دهند تا محتوای خاصی را در موضوع خاصی تولید کنید.

۴.موضوع محتوا (محتوای تولیدی درباره‌ی چیست؟): قرار است محتوا درباره‌ی چه‌چیزی باشد؟ آموزشی٬ معرفی محصول برندی خاص٬ کمپین تبلیغاتی و … . ‌برای مثال٬ شما محتوایی تصویری درباره‌ی معرفی محصول می‌سازید. یا چند محصول را در مقاله‌ای با هم مقایسه می‌کنید.

۵.محتوای اسپانسردار: در این نوع‌ از محتوا٬ شما برای افزایش اعتبار یک برند محتوا تولید می‌کنید. دربرابر تولید محتوا به شما پول پرداخت می‌شود اما شما مستقیما کالای خاصی را تبلیغ نمی‌کنید یا از مخاطب نمی‌خواهید کالا یا خدمت خاصی را از اسپانسر بخرد.

اهمیت انواع محتوا تبلیغاتی در دیجیتال مارکتینگ

دنیای دیجیتال و ابزارهایش همه‌چیز را متحول کرده. شاید بشود گفت که همه‌چیز را راحت‌تر کرده و صدالبته٬ پیچیده‌تر. ۶۰ سال پیش اگر شرکتی می‌خواست محصولاتش را تبلیغ کند یک آگهی تلویزیونی می‌ساخت یا در روزنامه‌ها و مجلات تبلیغ می‌کرد. اما امروز٬ بازاریابی به شیوه‌ی ۶۰ سال پیش کافی نیست.

اگر بخواهید در بازار دنیای امروز جایی داشته باشید٬ باید از دیجیتال مارکتینگ و استراتژی‌هایش استفاده کنید.

فرق نمی‌کند چه کسب‌وکاری دارید٬ اگر وب‌سایت هم ندارید و نمی‌خواهید که داشته باشید٬ حداقل به شبکه‌های اجتماعی نیاز دارید.

دیجیتال مارکتینگ با سئو مشتری را به شما می‌رساند. با سئو شما را از رقبایتان پیش می‌اندازد. و دَرِ ‌سئو برپایه‌ی محتوا و انواع آن می‌چرخد. سئو و بهینه‌سازی وب‌سایت‌ها با انواع محتوا تبلیغاتی سروکار دارند. این محتواها هستند که سئو می‌شوند و درنتیجه به‌چشم می‌آیند.

این محتواها محتوای دیجیتال هستند. یعنی در فضای مجازی تولید و مصرف می‌شوند. آن‌‌ها برای کاربران اینترنت  تولید می‌شوند. انواع محتوای دیجیتال با درنظرگرفتن رفتار و پسند این کاربران تنظیم می‌شوند. البته٬ ممکن است از آن‌ها در دنیای واقعی هم -البته با کمی تغییرات- استفاده شود.

پس٬ محتوا همه‌چیز است. شما با محتوای وب‌سایت٬ اپلیکیشن٬ شبکه‌های اجتماعی و تبلیغاتتان با مخاطب و کاربران و درواقع مشتریان بالفعل و بالقوه‌ی خود حرف می‌زنید. حرف‌ها و پیام‌هایتان را ممکن است با زبان‌های مختلف-انواع محتوا- بگویید یا ممکن است چند زبان یا محتوا را به خدمت بگیرید.

انواع محتوا: محتوای متنی

هر محتوایی از یک متن می‌آید. برای ساختن ویدئو هم به نوشتنِ دو خط سناریو نیاز هست. هر متنی هم ممکن است به نوع دیگری از محتوا تبدیل شود.  مقاله‌ای درباره‌ی مزایای یک محصول نوشته شده است. همان متن را می‌شود کرد محتوای صوتی و براساسش پادکست ساخت.

اهمیت و خاصیت محتوای متنی٬ در مقایسه با دیگر انواع محتوا تبلیغاتی در دیجیتال مارکتینگ٬ به تبدیل‌پذیری‌اش به محتواهای دیگر ختم نمی‌شود. این کلمات کلیدی هستند که گوگل را به سایت شما می‌کشانند. از میان انواع محتوا٬ هیچ محتوای دیگری به اندازه‌ي محتوای متنی در سئوی وب‌سایت شما تاثیرگذار نیست.

پس٬ در بینِ انواع محتوا٬ سالارِ محتواها محتوای متنی است. واحد سنجش و اندازه‌گیری محتوای متنی کلمات هستند. گوگل محتوای متنی طولانی را دوست دارد. متنی که بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه داشته باشد٬ چون معتقد است یک چنین متنی معمولا جواب سوال کاربران را کامل می‌دهد.

انواع محتوا تبلیغاتی تصویری

این محتوای متنی خودش شکل‌های مختلفی دارد:

۱.لیست‌ها و فهرست‌‌ها: «۶ راز خوشبخت زیستن»٬ « ۱۰ غذایی که نباید بخورید!»٬ و متن‌هایی با عنوان‌های مشابه که چیزهایی را برای شما فهرست کرده‌اند. این نوع از محتوای متنی برای خوانندگانِ کم‌حوصله خوب است.

۲. پست‌‌های طولانی و کوتاه وبلاگ‌ها: پست‌‌‌های طولانی چیزی مابین ۱۵۰۰ تا ۳۵۰۰ کلمه دارند. قطعا خسته‌کنند‌ه‌اند ولی به‌جای خودشان و وقتی کسی این‌قدر حرف دارد٬ نوشته می‌شوند. درمقابل٬ پست‌‌های کوتاه که گوگل دوستشان ندارد٬ بین ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ کلمه دارند.

۳.کپی‌رایتینگ (Copywriting): این نوع از محتوای متنی خاصّ کمپین‌های تبلیغاتی هستند. این محتوا با هدف تبلیغ و متقاعد‌کردن مشتریان نوشته می‌شود.

۴. کتاب‌های الکترونیک (E-books): فایل پی‌دی‌افی که حداقل ۱۰۰۰۰ کلمه داشته باشد و بشود دانلودش کرد.

برای معرفی‌کردن این محتوای متنی ممکن است محتوای صوتی و ویدئویی هم ساخت.

۵. انواع دیگر محتواهای متنی: متن‌هایی که به نقد‌وبررسی اختصاص دارند. خبرنامه و نقل‌قول‌‌ها و دفترچه‌های راهنما و قوانین هم محتواهای متنی هستند- که هرکدام در جای خود کاربرد دارند.

 محتوای تصویری

در میان انواع محتوا٬ محتوای تصویری جذاب‌تر است. در محتوای تصویری٬ هم‌زمان٬ چندین حسّ مخاطب درگیرِ محتوا می‌شود. اگر محتوا ویدئو باشد یا انیمیشن یا موشن‌گرافیک٬ صدا و تصویر و موسیقی و رنگ و طرح باهم پیام شما را به مخاطب می‌رسانند.

محتوای تصویری یا عکس های تبلیغاتی ممکن است با دیگر انواع محتوا تبلیغاتی ترکیب شود. محتواهای متنی معمولا همراه با عکس یا عکس‌‌نوشته‌ها به‌اشتراک گذاشته‌ می‌شوند. در پوسترها و کاتالوگ‌ها٬ عکس و متن و نمودارها و گراف‌‌ها درکنار یکدیگر می‌آیند و محتوایی گیراتر و گویاتر تولید می‌کنند.

محتوای تصویری در سئوی کلی وب‌سایت٬ در مقایسه با محتوای متنی٬ از اهمیت کمتری برخوردار است. در دیجیتال مارکتینگ٬ محتوای تصویریِ موفق محتوایی است که بسیار به‌اشتراک گذاشته شود و در شبکه‌های اجتماعی لایک و کامنت بگیرد٬ بسیار بسیار.

انواع محتوا تبلیغاتی

دُرُست مانند محتوای متنی٬ محتوای تصویری هم اشکال مختلفی دارد:

۱.ویدئوها: مهم‌ترین نوع محتوای تصویر هستند و خودشان موضوع زیرشاخه‌ای از دیجیتال مارکتینگ به‌‌نام «ویدئو مارکتینگ یا بازاریابی ویدئویی». ویدئوهای تبلیغاتی یا تیزرها (ویدئوهایی کمتر از ۲ دقیقه)٬ ویدئوهای و کلیپ‌های آموزشی و فیلم‌های کوتاه در این دسته قرار می‌گیرند.

۲. موشن‌گرافیک‌ها و انیمیشن‌ها: محتوای تصویری ممکن است در قالب انیمیشن یا موشن‌گرافیک تولید شده باشد. موشن‌گرافیک‌ها طرح‌های گرافیکی متحرکی هستند که صدا دارند.  موشن‌گرافیک‌‌ها برای بیان نکات مهم و کلیدی که باید در ذهن مخاطب بمانند ساخته می‌شوند.

۳.اینفوگرافی‌‌ها (Infographics): وقتی برای بیان اطلاعات از تصویر و طرح‌های گرافیکی بهره می‌گیریم٬ محتوای تصویری از نوع اینفوگرافی تولید کرده‌ایم. اگر به کانال‌‌ تلگرام خبرگزاری‌ها سری بزنید٬ اینفوگرافی‌های زیادی پیدا می‌کنید.

۴.وبینارها: وبینارها محتوای تصویری را تعاملی می‌کنند. وبینارها همان جلسه‌‌های کاری یا درسی دنیای واقعی هستند که در بستر وب برگزار می‌شوند. وبینار ممکن است محتوای آموزشی داشته باشد یا به پرسش‌وپاسخ درباره‌ی خدمات یک شرکت اختصاص یابد.

۵.لایوهای اینستاگرام: محتوای تصویری جنجالی که همه‌ی ما در روزهای قرنطینه٬ حداقل پای یکی از آن‌ها٬ نشسته‌ایم. شاید تا قبل از این ایام٬ هیچ‌کس فکر نمی‌کرد می‌شود در لایوها درباره‌ی هرچیزی حرف زد- اصلا دعوا کرد و بدوبیراه گفت – و کلّی هم بیننده داشت و کامنت و سیگنال‌‌های اجتماعی!

اینفوگرافیک از انواع محتوا تبلیغاتی می باشد

 محتوای صوتی یا پادکست‌ها

ساده‌ترین و آسان‌ترین نوع محتوا برای تولید٬‌کردن٬ در مقایسه با دیگر انواع محتوا٬ همین محتوای صوتی است. شاید حتی ممکن باشد بدون اینکه برایش متنی نوشته باشید٬ شروع کنید به حرف زدن و ضبط‌کردن و بعد هم پخش کردنش. البته٬ ممکن است نتیجه‌ پادکست خیلی خوبی نباشد!

درباره‌ی هرچیزی که بخواهید می‌توانید پادکست تولید کنید. ممکن است تولید این نوع از محتوا بخشی از بازاریابی دیجیتال شرکتی باشد. پادکست‌ها٬ در کنار دیگر انواع محتوا٬ شانس بیشتری برای جذب مخاطبان (یا مشتریان بالقوه)  و تعامل بیشتر با مشتریان فعلی به شما و کسب‌وکارتان می‌دهد.

پادکست‌‌ها را نیز می‌شود با دیگر انواع محتوا ترکیب کرد. برای مثال٬ بهتر است هر پادکستی که می‌سازید همراه با متنِ کوتاهی که آن را معرفی می‌کند به‌اشتراک بگذارید. بگذارید مثالی بزنم که همه نوع محتوا در آن پیدا شود:

پادکست از انواع محتوا تبلیغاتی

تصور کنید شرکتی می‌خواهد برای ماشینِ برقی جدیدش بازاریابی کند. اول می‌خواهد جامع و مانع محصول جدیدش را به دنیا معرفی کند. در وب‌سایتش٬ مقاله‌ای می‌‌گذارد درباره‌ی محصول به همراه اینفوگرافی و عکس و نمودارهای آماری. پوسترها و کاتالوگ‌ها را هم می‌گذارد برای دانلود.

در مرحله‌ی بعد٬ پادکستی  در همان صفحه و در آخر مطلب قرار می‌دهد. در آن پادکست٬  طراح ماشین جدید شخصا و با صدای خودش آن را معرفی می‌کند و می‌گوید چرا و چطور به فکر خلق این محصول افتاده  و این ماشین قرار است آینده‌ را متحول کند.

در آخرِ کار هم ٬ لینک یوتیوب  تیزر تبلیغاتی را که ویدئویی ۲ دقیقه‌ای است به‌اشتراک می‌گذارد.

امتیاز دهید

موشن‌ گرافیک: دنیای پویای رنگ‌ها و طرح‌ها!

این نوشته قصد دارد شما را با موشن گرافیک آشنا کند. در آغاز، موشن گرافیک را با چند تا مثال تعریف می‌کنیم. از مفاهیم مرتبط به آن یعنی هنرهای گرافیکی و انیمیشن (پویانمایی) و انواع آن حرف می‌زنیم. در ادامه٬ به  کاربردها و مزایای استفاده از موشن گرافیک  اشاره می‌کنیم. بعد٬ به این سوال جواب می‌دهیم که  برای طراحی و ساختن ویدئوهای موشن گرافیک به چه ابزارهایی نیاز است. و در آخر٬ به این سوال پاسخ خواهیم داد: طراح موشن گرافیک کیست و چه می‌کند؟

موشن ‌گرافیک چیست؟

) و تصاویر یا طرح‌ها Motion(  از ترکیب دو کلمه‌ی متحرک یا پویا(Motion Graphics)  موشن گرافیک

درست شده. پس٬ ترجمه‌ی تحت‌اللفظیش می‌شود «تصاویر یا طرح‌های متحرک». اما برای ساختن این انیمیشن‌ها به چیزی بیشتر از تصویر و حرکت نیاز داریم. به این تصاویر٬ طرح‌ها٬ شکل‌ها٬حروف یا کلماتِ متحرک باید- در غالب موارد- «صدا» و«پیام» را هم اضافه کنیم. بیایید از چند مثال کمک بگیریم.

مادری را تصور کنید که بچه‌مدرسه‌ای دارد. به هر زبانی که می‌شده فرمول محاسبه‌ی محیط دایره را برای او توضیح‌ داده. اما بچه نمی‌فهمد. مادر از علامه گوگل کمک می‌گیرد. گوگل  ویدئوی موشن گرافیکی را به مادر نشان می‌دهد. در این ویدئوی دو دقیقه‌ای٬ دایره‌ای که دست و پا و دماغ و دهن دارد درباره‌ی محیطش برای بچه حرف می‌زند و آواز می‌خواند. مشکل حل می‌شود.

برندی می‌خواهد عطر جدیدش را به مردم معرفی کند. با این روش این کار را می‌کند. در صفحه‌ی اینستاگرامش این ویدئو را به اشتراک می‌گذارد: عطر جدیدش روی یک صندلی وسط باغ گل‌های سرخ قرار دارد و سمفونی نهم بتهوون هم به گوش می‌رسد. زیرِ تصویر نام٬ لوگوی برند و قیمت عطر آمده.

سازمان بهداشت جهانی می‌خواهد درباره‌ی بیماری کووید-۱۹ اطلاعاتی را با مردم جهان به‌اشتراک بگذارد. از این شیوه کمک می‌گیرد و پیامش را به مخاطبانش می‌رساند. ویدئویی در وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی هم‌رسان می‌کند با این مضمون: نکاتی که باید رعایت شوند یکی یکی بر روی صفحه‌ای که علامت سازمان را دارد ظاهر می‌شوند. طرح‌ها و نشانه‌های مرتبط با هر مورد هم کنار آن قرار می‌گیرد. هم‌زمان٬ گوینده‌ای توضیحات بیشتر را می‌گوید.

وارد وب‌سایتی می‌شوید. اولین چیزی که نظر شما را جلب می‌کند لوگویی رنگی رنگی است که حروفش دور خودشان می‌چرخند. (این هم موشن گرافیک است. از نوع بی‌صدایش! که به آن لوگو موشن می‌گویند.)

هنرهای گرافیکی٬ انیمیشن و موشن گرافیک

موشن گرافیک یکی از انواع انیمیشن است و هر دو از شاخه‌های هنرهای گرافیکی (ترسیمی). طراحی٬ نقاشی٬عکاسی٬ تایپوگرافی (نویسه‌نگاری)٬ طراحی دکور و …  هم در دسته‌ی هنرهای گرافیکی قرار می‌گیرند. در کل٬ وقتی مداد را برمی‌دارید و روی صفحه‌ی کاغذ یا هر سطح صاف دیگری چیزی می‌کشید٬ کار شما نوعی هنر گرافیکی است.

وقتی این طرح‌های گرافیکی -چیزهایی که کشیده شده- متحرک شوند٬ انیمیشن تولید شده . در انیمیشن٬ با کمک تکنیک‌هایی٬ بیننده گمان می‌کند که طرح‌ها و نقاشی‌ها حرکت می‌کنند. انیمیشن‌ها کاراکترمحور هستند و داستانی را روایت می‌کنند٬ مثل تام و جری. انیمیشن پنج نوع دارد:

انیمیشن‌‌‌های سنتی یا دستی (سِل انیمیشن): میکی موس تولید والت دیزنی نمونه‌ی این نوع  از انیمیشن‌ هاست. در این انیمیشن٬ طراح همه‌‌ی فریم‌ها  را با دست می‌کشد و رنگ‌آمیزی می‌کند.

انیمیشن‌های دوبعدی: وقتی طرح‌ها حرکات محدودی (بالا و پایین٬ چپ و راست) انجام می‌دهند. تمام کارتون‌های دوست‌داشتنی بچه‌های دهه‌‌ی شصت انیمیشن‌های دوبعدی بودند.

انیمیشن‌های سه‌بعدی: پیشرفت‌های تکنولوژی و ورود نرم‌افزارهای گرافیکی به صحنه دنیای گرافیک و انیمیشن را دگرگون کرد. به این ترتیب و با کمک این نرم‌افزارها٬ انیمیشن‌های سه‌بعدیِ معاصر متولد شدند.

انیمیشن‌های استاپ موشن: در استاپ موشن خبری از طراحی روی کاغذ یا با استفاده از نرم‌افزارهای کامپیوتری نیست.  لِگو٬ عروسک‌های خمیری یا چوبی و اشیاء را جلوی دوربین حرکت می‌دهند. این حرکت فریم به فریم ضبط می‌شود و از به‌هم‌چسباندن آن‌ها استاپ موشن خلق می‌شود.

و بالاخره٬ انیمیشن‌های موشن گرافیک: این انیمیشن‌ها نیازی به کاراکتر و داستان ندارند- برخلاف بقیه‌ی انیمیشن‌ها. موشن گرافیک‌ها یک فیلم دو ساعته‌ی انیمیشن نیستند. ویدئوهای موشن گرافیک می‌خواهند پیامی را منتقل کنند. با هدفی طراحی و ساخته می‌شوند. اما برای انتقال این پیام٬ فقط و فقط٬ به طرح متحرک (هر طرحی) و صدا (هر صدایی) نیاز دارند.

کاربردها و مزایای این روش چیست

ویدئوهای موشن گرافیک کجاها به‌کار می‌آیند؟ بهتر است بگوییم کجاها به‌کار نمی‌آیند!!!

در دنیای امروز٬ همه می‌خواهند پیامی به دیگران برسانند. پیشرفت تکنولوژی رساندن پیام‌ها را آسان کرده. شما در وبلاگ٬ وب‌سایت٬ اینستاگرام٬ تلگرام و… فرصت حرف زدن دارید. اما٬ مهم این است این حرفِ شما درست به مخاطب منتقل شود. جذاب باشد. مختصر و مفید باشد. مخاطب آن را ببیند و بفهمد و به‌‌خاطر بسپارد. ویدئوی موشن گرافیک همه‌ی این کارها را برای شما می‌کند٬ آن هم در چند دقیقه!

ابن روش استاد ساده‌کردن مفاهیم و ایده‌های پیچیده است. اگر قصه‌‌ای طولانی ندارید و فقط می‌خواهید چند نکته‌ی مهم را برجسته کنید٬ از ویدئوی موشن گرافیک استفاده کنید. البته٬ طرح‌های متحرک بی‌صدا هم گاهی ممکن است خوب از عهده‌ی کار بربیایند. از عهده‌ی کدام کار؟ گرفتن چشم مخاطب. در یاد مخاطب ماندن.

پس٬ ویدئوهای موشن گرافیک در برندینگ و تبلیغاتِ هر حرفه و کار و محصولی مفید هستند. دوباره به مثال‌های اول این نوشته نگاه کنید تا ببینید در آموزش و صنعتِ بهداشت و درمان هم چه‌قدر می‌توانند راه‌گشا باشند.

موشن گرافیکِ جذاب و خلاقانه و متناسب با پیام در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مخاطبِ مورد نظرش می‌رسد. در عین حال٬ زمان زیادی هم دست‌به‌دست می‌شود و باقی می‌ماند. مطمئن باشید موشن گرافیک به هزینه‌ای که برای طراحی و ساختش می‌پردازید می‌ارزد. هزینه‌ای که خیلی خیلی کمتر از انیمیشن برایتان در می‌آید.

با دقت به تیتراژ سریال یا فیلم محبوبتان نگاه کنید! شاید٬ موشن گرافیک باشد: اسم‌‌ها به همراه تصویری از بازیگران و صحنه‌های فیلم را می‌بینید که از جلوی چشم شما رد می‌شوند و البته٬ موسیقی عنوان‌بندی سریال یا فیلم را هم می‌شنوید.

بد نیست اگر سری به این وب‌سایت بزنید تا ببینید موشن گرافیک در صنعت سینما چه کارها که نمی‌کند:

https://www.artofthetitle.com

 ابزارهای موشن گرافیک

اگر تا این جای نوشته را خوانده باشید٬ قطعا متوجه شدید که موشن گرافیک طراحی گرافیک و آشنایی با دنیای انیمیشن و انیمیشن‌سازی می‌خواهد٬ و البته خلاقیت و ذوق و سلیقه و تسلط بر چند تایی نرم‌افزار. و صد البته٬ اگر هدف از طراحی و ساختن ویدئوی موشن گرافیک تبلیغات و برندینگ – و اهداف عالیه‌ی دیجیتال مارکتینگ- باشد٬  به آشنایی با آن دنیاها هم نیاز خواهد بود.

در طراحی گرافیک٬ خطوط و رنگ و شکل و فضا و فرم‌های گوناگون و تایپوگرافی  دست‌به‌دست هم می‌دهند تا ایده‌ای را نشان دهند.  طرح و نقشی که کشیده می‌شود باید با مخاطب ارتباط برقرار کند. در طراحی گرافیک٬ هدف انتقال پیامِ تصویری است. اصول طراحی گرافیک باید رعایت شود تا انتقال پیام درست صورت بگیرد.

همان‌طور که گفتیم٬ موشن گرافیک از دنیای انیمیشن می‌آید. البته٬ نیازی نیست انیمیشن‌ساز حرفه‌ای باشید برای اینکه موشن گرافیک طراحی کنید و بسازید. اما٬ برای طراحی موشن گرافیک و ساخت آن٬ باید انیمیشن سَرِتان بشود.

خوشبختانه٬ دیگر نیاز نیست پیکاسو باشید تا بتوانید طراحی کنید. نرم‌افزارهای طراحی به شما کمک می‌کنند. بنابراین٬ ابزار دیگر شما تسلط‌داشتن بر نرم‌افزارهایی است که با کمک آن‌ها موشن گرافیک‌ها ساخته می ‌شوند.  نرم‌افزارهای زیر به شما امکان طراحی‌‌کردن و بازی با طرح‌ها و شکل‌ها و عکس‌ها را می‌دهند:

After Effects،  Photoshop ، Cinema 4D، Final Cut Pro٬ Flash٬ Premiere Pro.

برای آشنایی بیشتر با این نرم‌افزارها و سایر بستگانشان سری به وب‌سایت زیر بزنید:

https://www.adobe.com/creativecloud.html?gclid=Cj0KCQjwwuD7BRDBARIsAK_5YhVxjXCWpQg2sbrNS-DCdbTYIPhDRBaHEZY6AsvC5roDJsMBBrpptmMaAuRSEALw_wcB&sdid=KKQWX&mv=search&ef_id=Cj0KCQjwwuD7BRDBARIsAK_5YhVxjXCWpQg2sbrNS-DCdbTYIPhDRBaHEZY6AsvC5roDJsMBBrpptmMaAuRSEALw_wcB:G:s&s_kwcid=AL!3085!3!449365418362!e!!g!!creative%20cloud

طراح موشن گرافیک

وقتی ویدئوهای موشن گرافیک کاربرد فوق‌العاده گسترده‌ای دارند٬ طبیعتا تقاضا برای طراحی کردن و ساختن آن‌ها هم زیاد است. طراحی موشن گرافیک شغل رو به رشد و پرطرفداری است. البته٬ اگر طراح حرفه‌ای و کاربلدی باشید٬ پول خوبی هم دارد.

شما پیامی دارید که می‌‌خواهید با طرح‌ و رنگ و صدا و تصویر به مخاطب خاص خودش منتقل شود. سناریو یا فیلم‌نامه ندارید تا کارگردان و فیلم‌بردار و صد نفر دیگر نیاز داشته باشید. به فکر و طراحی نیاز دارید که پیام شما را درست بفهمد. مخاطب آن پیام را به‌درستی بشناسد تا بتواند موشن گرافیکی خاصِ آن پیام و مخاطب طراحی کند و بسازد.

طراح پیام شما را می‌گیرد. با استفاده از تایپوگرافی و عکاسی و شمایل‌نگاری و تصویرسازی٬ آن را به زبان بی‌جان گرافیک ترجمه می‌کند. بعد و در درجه‌ی اول به آن‌ها حرکت می‌دهد. اگر پیام‌رسانی به صدا و موسیقی هم نیاز داشت- و در غالب موارد نیاز دارد-٬ به آن صدا هم می‌دهد. حرکت و صدایی به شکل‌ها و طرح‌ها می‌دهد که باید به چشم مخاطب بیاید و به گوش او بنشیند. حرکت و صدایی که باید طرح‌ها را آن‌چنان زنده کند که چشم مخاطب پیام را٬ حتی در چند لحظه٬ بگیرد.

طراح موشن گرافیک هم مثل خیلی از شغل‌های مشابه که با دنیای دیجیتال و نرم‌افزارها سروکار دارند٬ می‌توانند فریلنسر باشند. البته که در شرکت‌های بزرگ فیلم‌سازی و تبلیغاتی و سازنده‌ی اپلیکیشن‌‌ها هم جا دارند.

معمولا٬ کسانی وارد این حرفه می‌شوند که طراحی گرافیک یا انیمیشن خوانده‌‌اند. با این وجود٬ کسی جلوی بقیه را نگرفته. اگر به دنیای طرح و نقش و نگار علاقه دارید٬ می‌توانید با گذراندن دوره‌های آموزشی این هنر وارد دنیای  طراحان حرفه‌ای موشن گرافیک شوید.

نگران نباشید. اینترنت هم پُر است از نمونه‌ها٬ ویدئو‌ها و حتی موشن گرافیک‌های رایگان که درباره‌ی موشن گرافیک هستند.

بد نیست به سایت‌های زیر سر بزنید:

https://biteable.com/templates/category/motion-graphics/?utm_source=adwords&utm_medium=cpc&utm_campaign=s-usa-beta&utm_content=107905900689&utm_term=&gclid=Cj0KCQjwwuD7BRDBARIsAK_5YhUImmw0_xmeRWFBb1iZrFhSNdW4aI_awNUJ8nypstiglPBdrPQZz-0aAiE5EALw_wcB

https://motionarray.com/browse/motion-graphics-templates

امتیاز دهید

کارشناس تولید محتوا چه ‌کسی است و چه می‌کند؟

کارشناس تولید محتوا کیست؟ چه می‌کند؟ این شغل از کجا آمده است؟ برای کارشناس محتوا بودن چه مهارت‌‌هایی نیازاست؟ کارشناس محتوای موفق چه کرده تا موفق شده است؟ چرا امکان ندارد این روزها سری به سایت‌‌های کاریابی بزنید و در صفحه‌ی اول آن تقاضا برای شغل «کارشناس تولید محتوا» به چشمتان نخورد

این متن برای جواب‌دادن به سوال‌های بالا نوشته و تنظیم شده. البته٬ نمی‌شود درباره‌ی تولید محتوا نوشت و چیزی درباره‌ی خودِ «محتوا» و انواع آن و نقش و تاثیر آن در دیجیتال مارکتینگ چیزی نگفت. پس٬ اگر می‌خواهید تصویر شفافی از کارشناس تولید محتوا و کارش داشته باشید٬ به خواندن ادامه دهید!

کارشناس تولید محتوا کیست؟

این افراد تولید‌کننده‌ی محتوای دیجیتال برای انتشار در دنیای دیجیتال است. پست‌های وبلاگ‌ها و مطالب وب‌سایت‌ها را کسی نوشته. موشن‌گرافیکی را که در اینستاگرام فلان شرکت به‌اشتراک گذاشتند کسی ساخته. پادکست محبوب شما درباره‌ی موسیقی جاز را کسی تولید کرده. او کسی نیست جز تولید‌کننده‌ی محتوا یا کارشناس تولید محتوا.

اگر برای دلِ خودتان و در وبلاگتان خاطره می‌نویسید٬ شما محتوای دیجیتال تولید کردید ولی کارشناس تولید محتوا نیستید. این عبارت شغل است و برای آن کسانی حاضرند پول پرداخت کنند. شاغلین این رشته باید مخاطب و بازار و استراتژی‌‌های بازاریابی محتوا را در نظر داشته باشد. او با اهداف خاصی محتوا تولید می‌کند.

شما هدف خاصی از نوشتن پست‌های وبلاگتان ندارید. می‌خواهید فقط حرف بزنید و شنیده شوید. ممکن است درباره‌ی هرچیزی بنویسید. اما این افراد معمولا در یک یا چند حوزه‌ی خاص و مشخص می‌نویسد. برای مثال٬ کارشناس تولید محتوا در حوزه‌ی ارزهای دیجیتال یا لوازم آرایشی و بهداشتی یا مُد و لباس یا گردشگری یا باغبانی.

پرستاری در اکانت توییترش درباره‌ی اتفاقاتی که هرروز برایش می‌افتد می‌نویسد٬ هرجور که دلش بخواهد. نیاز نیست مهارت خاصی داشته باشد یا درباره‌ی جذاب نوشتن و انتخاب کلمات کلیدی مناسب چیزی بداند. اما کارشناس تولید محتوا باید مهارت‌هایی داشته باشد. اگر محتوای متنی تولید می‌کند٬ باید خوب و درست و جذاب بنویسد.

اگر محتوای ویدئویی یا نوع دیگری از محتوا را تولید می‌کند٬ باید با اصول و ابزارهای تولیدکردن آن نوع از محتوا آشنا باشد. محتوای دیجیتال انواعی دارد و هر نوع کاربردهای خاص خودشان را در دیجیتال مارکتینگ دارند. کارشناس تولید محتوا براساس استراتژی‌های بازاریابی  سفارش‌دهنده عمل می‌کند.

کارشناس تولید محتوا چه وظایفی دارد

کارشناس تولید محتوا چه وظایفی دارد؟

۱.تولید‌کردن محتوای متنی باکیفیت (براساس اصول سئو و استراتژی‌هایی که مدیر محتوا یا تیم دیجیتال مارکتینگ سفارش‌دهنده از او خواسته‌اند):

محتوایی که این افراد تولید می‌کند باید خواننده را جذب کند و جواب سوالش را بدهد. محتوا باید مخاطب را متقاعد کند که از محصولات و خدمات این کسب‌وکار استفاده کند نه رقیبانش. شاید از او خواسته شود تا برای کمپین‌های تبلیغاتی محتوا تولید کند.

۲. ارزیابی و روزآمدکردن محتوا: کارشناسان محتوا آن (محتوایی که تولید کرده) را رها نمی‌کند. باید بازخوردها را بررسی کند. بعد از انتشار محتوا٬ اگر محتوا نیاز به تغییر یا به‌روزشدن دارد٬ تغییرات لازم را اعمال کند. باید بداند محتوایی که تولید کرده موفق بوده یا نه و چه نقاط قوت و ضعفی داشته؟

۳. مطالعه و تحقیق: کارشناس تولید محتوا برای بازار (کالا و خدمات خاصی) محتوا تولید می‌کند. هدف غایی او جذب مخاطب و دیده‌شدن کسب‌وکار و فروش بیشتر است. پس باید بازار و مخاطب را به‌درستی بشناسد. باید دنبال‌کننده‌ی اخبار و روندهای فعلی بازار باشد.

۴.مدیریت و بررسی شبکه‌های اجتماعی: محتواها در شبکه‌های اجتماعی هم منتشر می‌شوند. کارشناس تولید محتوا فقط برای وب‌سایت و وبلاگ محتوا تولید نمی‌کند. برای شبکه‌های اجتماعی آن کسب‌وکار هم باید محتوا تولید کند. باید با مخاطبان این شبکه‌ها٬ که مخاطبان محتوایش هستند٬ ارتباط برقرار کند و به سوالاتشان جواب دهد.

۵.همکاری با مدیر محتوا و تیم دیجیتال مارکتینگ: کسب‌وکارهای بزرگ تیم دیجیتال مارکتینگ‌ دارند و مدیر محتوا کسی است که کار بازاریابی محتوا را انجام می‌دهد و استراتژی محتوا را مشخص می‌کند. کارشناس تولید محتوا باید براساس خواست آن‌ها محتوا تولید کند. اگر کسب‌وکار کوچک باشد٬ کارشناس تولید محتوا خودش باید آن کارها را هم انجام دهد.

۶. پیشنهاد برای تولید محتوایی خاص: چون کارشناس تولید محتوا بازخوردها و نظرات را بررسی می‌کند و پاسخ سوالات مخاطبان را می‌دهد٬ ممکن است پیشنهادهایی و ایده‌هایی برای تولید‌کردن محتواهای جدید یا کمپین‌های تبلیغاتی جدید داشته باشد.

کارشناس تولید محتوا از کجا آمده؟

کارشناس تولید محتوا از کجا آمده؟

کارشناس تولید محتوا٬ عنوانی که تا ۲۰ سال پیش وجود خارجی نداشت٬ از دنیای دیجیتال مارکتینگ آمده.

البته٬ در پَسِ این پاسخ کوتاه و برای درک‌کردن درست آن٬ حرف‌های دیگری هم باید زده شود.

برای فهمیدن این جواب٬ اول باید برویم سراغ «محتوای دیجیتال» و بدانیم محتوای دیجیتال چیست؟

فکر کنید اعضای تحریریه‌ی مجله‌ای هر ماه دور یک میز جمع می‌شوند تا تصمیم بگیرند در شماره‌ی آینده‌ی مجله چه مطالبی باید چاپ شود. وقتی درباره‌ی موضوعات تصمیم گرفتند٬ نوشتن هر بخش را به یک نفر واگذار می‌کنند یا از نویسندگان مهمان می‌‌خواهند تا درباره‌ی موضوعی خاص برایشان بنویسد. آیا اینجا خبری از تولید‌ محتوا هست؟ بله!

آن اعضای محترم برای مجله محتوا تولید کردند. اما٬ کسی به آن‌ها نمی‌گوید کارشناس تولید محتوا. چرا؟ چون این محتوا با آن محتوا فرق دارد. کارشناس تولید محتوا فقط مسئول تولید‌کردن محتوایی است که بشود در بستر دیجیتال – اینترنت (وبلاگ‌ها٬ وب‌سایت‌ها و شبکه‌‌های اجتماعی)٬ موبایل و سایر ابزار‌های دیجیتالی- منتشرش کرد نه بر روی کاغذ.

پس٬ ما با تعریف عام محتوا کاری نداریم. با نوع خاصی از محتوا که با پیشرفت دنیای دیجیتال و به‌وجودآمدن دیجیتال مارکتینگ پا به عرصه‌ گذاشته سروکار داریم. ۲۰ سال پیش٬ کسب‌وکارها اپلیکیشن و وب‌سایت نداشتند برای  بازاریابی و فروش. اما٬ امروز٬ تقریبا وضع برعکس شده.

چرا در دیجیتال مارکتینگ به این افراد نیاز است؟

حالا که با محتوای دیجیتال آشنا شدیم٬ برویم سراغ دومی که دیجیتال مارکتینگ باشد. چون دیجیتال مارکتینگ کارشناس تولید محتوا می‌خواهد٬ بیشترِ کسب‌وکارها کارشناس تولید محتوا می‌خواهند.

فکر کنید می‌‌خواهید عروسی کنید و دنبال عکاس می‌گردید.  چه می‌کنید؟ اینستاگرامتان را باز می‌کنید. تگِ «عکس فرمالیته» یا «عکاسی فرمالیته» را سرچ می‌کنید. وارد صفحه‌ی عکاسان می‌شوید. نمونه کارهایشان را می‌بینید. نظرها را می‌‌خوانید. و درنهایت٬ یکی را انتخاب می‌کنید.

به‌جای اینستاگرام٬ ممکن است از گوگل بپرسید. کاری که تقریبا همه می‌کنند: از گوگل می‌پرسند. گوگل به شما جواب می‌دهد و سایت آتلیه‌ها یا عکاسان مختلف را برای شما می‌آورد. شما هم به آن وب‌سایت‌ها سَر می‌زنید و مطالب و عکس‌‌‌ها و ویدئوهای آن‌ها را با هم مقایسه می‌کنید. درنهایت٬ تصمیم می‌گیرید.

پس حالا که شما (مشتری) در دنیای دیجیتال دنبال کالاها و خدمات می‌گردید٬ عرضه‌کنندگان هم باید در این دنیا کالا و خدماتشان را عرضه‌ کنند. پس٬ کسب‌وکارها در دنیای مجازی هم باید با هم رقابت کنند -باید در این فضا هم بازاریابی وتبلیغات کنند و جذب مشتری. درنتیجه٬ بازاریابی در دنیای دیجیتال به کُمکشان آمد.

دیجیتال مارکتینگ حوزه‌ی بسیار گسترده‌ای است. زیرشاخه‌های مختلفی دارد: سئو و بهینه‌سازی وب‌سایت برای موتورهای جستجو٬ بازاریابی محتوا٬ بازاریابی شبکه‌های اجتماعی٬ ویدئو مارکتینگ٬ اینفلوئنسر مارکتینگ و… .

و پایِ‌ ثابت تقریبا تمام این زیرشاخه‌ها انواع محتواهای دیجیتال هستند و تولید محتوا و کارشناسان تولید محتوا.از انواع محتوای دیجیتا می توان به عکس های صنعتی ، موشن گرافیک ، پادکست و تیزر تبلیغاتی اشاره کرد

کارشناس تولید محتوا چه مهارت‌هایی دارد یا باید داشته باشد؟

این افراد چه مهارت‌هایی دارند یا باید داشته باشد؟

۱.مهارت در نوشتن: محتوای متنی پایه‌ی تولید‌کردن انواع محتواهاست. به ‌همین ‌دلیل٬ حتی اگر کارشناس تولید محتوا قصد دارد محتوای ویدئویی تولید کند باید بتواند اول آن را درست و شفاف بنویسد.  خوب و مفهوم نوشتن مهارت پایه‌ای برای تولید محتواست.

۲.نرم‌افزارهای آفیس و فتوشاپ و سایر نرم‌افزارهای کاربردی: کارشناس تولید محتوا باید بتواند با نرم‌افزارهای آفیس کار کند. او محتوای دیجیتال تولید می‌کند با ابزارهای دیجیتال. بهتر است بتواند با نرم‌افزارهای ویرایش عکس (مثل فوتوشاپ) هم کار کند. اگر قصد دارد محتوای ویدئویی تولید کند٬ باید بر نرم‌افزارهای لازم برای تولید فیلم و کلیپ مسلط باشد.

۳.دانستن زبان انگلیسی: کارشناس تولید محتوا باید به‌‌روز باشد -هم در حوزه‌های خاصی که محتوا تولید می‌کند و هم در حوزه‌ی دیجیتال مارکتینگ و هم خودِ‌ تولید محتوا. پس چاره‌ای ندارد جز خواندن منابع دستِ‌اول که طبیعتا به زبان انگلیسی هستند.

۴. دانستن اصول سئو و کار با سیستم‌های مدیریت محتوا: محتواهای تولید‌شده برای وب‌سایت‌‌ها و وبلاگ‌ها در سیستم‌های مدیریت محتوا قرار می‌گیرند. بنابراین٬ کارشناس تولید محتوا باید با طرز کار این سیستم‌ها آشنا باشد.

همچنین اگر محتوا سئو نشده باشد٬ گوگل آن را پیش از رقیبان به مخاطب نشان نمی‌دهد.

۵.جست‌وجوی حرفه‌ای در وب و شبکه‌های اجتماعی: تقریبا نیمی از کار کارشناس تولید محتوا گَشت‌زدن در گوگل٬ وب‌سایت‌‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. این گَشت‌زنی حرفه‌ای هم برای مطالعه و تحقیق است و هم برای بررسی محتوای سایت‌های رقیب.

۶. دانستن اصول دیجیتال مارکتینگ: کارشناس تولید محتوا در خدمت بازاریابی است و برای بازاریابی در دنیای دیجیتال محتوا تولید می‌کند. پس باید با اصول بازاریابی دیجیتال و محتوا آشنا باشد تا بتواند محتوای باکیفیت و مناسب تولید کند.

کارشناس تولید محتوای موفق کیست؟ (کارشناس محتوای موفق چه کرده تا موفق شده است؟)

کارشناس تولید محتوایی موفق عمل کرده است که محتوای تولیدی‌اش خوب و باکیفیت و براساس استاندارهای خواسته‌شده از او باشد. این کارشناس محتوای حرفه‌ای و اصولی تولید کرده است. محتوایی که ویژگی‌های زیر را دارد:

۱.محتوای خوب و باکیفیت قطعا کُپی و ترجمه نیست. برای تولید محتوای خوب قطعا زحمت زیادی کشیده شده است.  محتوای خوب غلط املایی و تایپی و دستوری ندارد و شلخته نوشته نشده. محتوای خوب اصیل و نظام‌مند است و از منابع معتبر برای نوشتنش استفاده شده.

۲.محتوای باکیفیت قطعا جذاب است و خواننده را درگیر می‌کند. محتوای خوب مخاطب را در وب‌سایت یا وبلاگ نگه می‌دارد. محتوای خوب خواننده را به آن کسب‌وکار یا شرکت علاقه‌مند می‌‌کند. محتوای خوب لایک می‌خورد و کامنت می‌گیرد و به‌اشتراک گذاشته می‌شود. محتوای خوب و باکیفیت٬ درنهایت٬ خواننده را تبدیل به مشتری می‌کند.

۳.محتوای خوب و باکیفیت جواب سوال مخاطب را تمام و کمال می‌دهد و برای او نوشته شده است. شما از گوگل سوالی می‌پرسید یا دنبال چیزی می‌گردید. از او می‌خواهید جواب درست و دقیق به شما بدهد تا دیگر نگردید. گوگل به محتواها نگاه می‌کند و آن محتوایی را به شما نشان می‌دهد که کامل‌تر است و بهتر جواب شما را می‌دهد.

امتیاز دهید

در کجاها باید از موشن گرافیک استفاده کرد؟ چرا نباید از نوع دیگری از انیمیشن کمک گرفت؟ چرا این نوع از محتوای دیجیتال؟ پاسخ این سوالات در کاربردهای موشن گرافیک نهفته شده است و این نوشته شما را با ۶ کاربرد موشن گرافیک در دنیای امروز آشنا می‌کند.
قبل از پرداختن به کاربرد موشن ‌گرافیک٬ خیلی کوتاه موشن گرافیک را تعریف می‌کنیم. همچنین کمی به انواع محتوای دیجیتال٬ که موشن گرافیک‌ از زیرمجموعه‌های آن است٬ و کاربردهایشان می‌پردازیم.البته در کنار موشن گرافیک شما محتواهای متنی ، تیزر تبلیغاتی ، عکاسی صنعتی و غیره را برای تبلیغات کسب و کارتان در چنته دارید.

کاربرد موشن گرافیک
کاربرد موشن گرافیک

کاربرد موشن گرافیک چیست؟

موشن گرافیک‌‌ها نوعی از انیمیشن هستند. وقتی طرح‌های گرافیکی٬ حروف٬ کلمات و یا اشکالْ متحرک می‌شوند و صدا هم (در بیشتر موارد) به آن اضافه می‌شود؛ موشن گرافیک تولید شده است. البته٬ موشن گرافیک‌ها برخلاف سایر انواع انیمیشن‌ها داستان‌محور نیستند -پیام‌محور هستند.
هدف اصلی موشن گرافیک‌ها انتقال پیامی مشخص به مخاطب در زمانی کوتاه٬ حتی کمتر از یک دقیقه٬ است. انواع دیگر انیمیشن (انیمیشن‌‌ سنتی یا دستی٬ انیمیشن‌ دوبعدی٬ انیمیشن سه‌بعدی٬ استاپ موشن) داستان‌هایی دارند که به زمانی طولانی‌تر برای روایتشان نیاز است٬ مثل انیمیشنِ محبوب داستان اسبا‌ب‌بازی‌ها.
برای انتقال پیام در دنیای دیجیتال و با استفاده از ابزارهای دیجیتال٬ از انواع محتوای دیجیتال کمک می‌گیریم. پیام‌ها باید در قالب یکی از انواع محتوا ریخته شوند. پیشرفت تکنولوژی تولید‌کردن انواع محتوا را آسان‌تر و متنوع‌تر کرده است. موشن‌ گرافیک‌ها محتوای دیجیتال و از نوع تصویری (بصری) هستند.
از میان انواع محتوای دیجیتال (محتوای متنی٬ صوتی و تصویری)٬ محتوای تصویری برای مخاطب گیراتر و گویاتر است. محتوای تصویری٬ که در بیشتر مواقع محتوای سمعی-بصری است٬ هم‌زمان بینایی و عواطف و شنوایی مخاطب را درگیر می‌کند.
موشن گرافیک برای انتقال پیام از جذابیت‌های بصری -رنگ‌ها٬ بازی با طرح‌ها و حروف و کلمات٬ و عکس- بهره می‌گیرد. بر همین اساس٬ پیام در ذهن مخاطب می‌ما‌ند٬ چون متمایز است و جذاب. پس تقریبا٬ هر پیامی را می‌شود با موشن گرافیک‌ به مخاطب منتقل کرد.
برای مثال٬ اصلی‌ترین و مهم‌ترین کاربرد موشن گرافیک‌ها در تبلیغات و برندینگ است. پیام این موشن گرافیک‌هایِ تبلیغاتی چیزی جز معرفی برند یا محصولی خاص٬ جلب‌ِتوجّه مشتری و درنهایت فروش بیشتر برای آن کسب‌وکار نیست.
برای تقسیم‌بندی مطالب٬ کاربردها را براساس پیام و هدف موشن گرافیک دسته‌بندی کرده‌ایم:

۱.کاربرد موشن گرافیک در مارکتینگ (تبلیغات) و برندسازی

۲.کاربرد موشن گرافیک در صنعت سینما و تلویزیون

۳. کاربردهای آموزشی موشن گرافیک

۴. کاربرد موشن گرافیک در دنیای IT و طراحی وب‌سایت

۵.کاربرد هنری موشن گرافیک (نوعی از هنر دیجیتال)

۶. کاربرد موشن گرافیک در شبکه‌های اجتماعی

۱. کاربرد موشن گرافیک در مارکتینگ (تبلیغات) و برندسازی

اگر برای تبلیغات به شرکت‌‌های تبلیغاتی سَری بزنید و از آن‌ها بخواهید برای تبلیغات محصول یا کسب‌وکارتان پیشنهادهایی به شما بدهند٬ قطعا یکی از پیشنهاداتشان ساختن موشن گرافیک است. موشن گرافیک‌ها کاربرد وسیعی در دنیای تبلیغات و بازاریابی دیجیتال دارند.
از لوگوی کسب‌‌وکار شروع کنیم٬ یعنی از لوگو موشن‌ها. تصور کنید کسب‌وکاری نوپا هستید در این دنیای پُر از رقیب. می‌خواهید نام تجاریتان در اذهان مردم تثبیت شود. به‌جای اینکه لوگو و نام تجاری شما کلمه‌ای یا نشانه‌ای ثابت و صامت و بی‌روح باشد٬ به آن رنگ و حرکت می‌دهید تا گیراتر و به‌یادماندنی‌تر شود.
حالا که یک لوگوی متحرک و رنگی‌رنگی دارید٬ می‌توانید کاراکتری هم برای کسب‌وکارتان انتخاب کنید تا همیشه و همه‌جا و در همه‌ی صفحات مجازیِ مربوط به شما حرکت کند و نماینده‌ی شما باشد. مثل گاوِ محصولات لبنی روزانه که همه‌جا هست و وقتی کسی آن را می‌بیند٬ ناخودآگاه یاد محصولات روزانه می‌افتد.
قدم بعدی معرفی محصولات یا خدمات شماست. اینجا هم ویدئوهای موشن گرافیک کاربرد دارد. می‌شود برای معرفی‌کردن و نشان‌دادن ویژگی‌های محصولاتتان از موشن گرافیک‌ کمک گرفت. موشن گرافیک‌ها قالبی عالی برای انتقال‌‌دادن نکات کلیدی و مهم٬ آن‌هم به شکلی جذاب و گویا و سرگرم‌کننده٬ هستند.
علاوه‌بر‌این٬ ویدئوهای موشن گرافیک بخشی از ویدئو مارکتینگ هستند. به‌راحتی٬ در شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌‌های مختلف به اشتراک گذاشته می‌شوند. برای مثال٬ به سایت اشتراک ویدئوی آپارات نگاه کنید و تبلیغات کسب‌وکارهای مختلف در این سایت -دیدید موشن ‌گرافیک‌ها را؟؟؟
پس٬ در یک کلام٬ موشن گرافیک‌‌ها در هر مرحله از تبلیغات و برای تبلیغ با هر پیام و هدفی کاربرد دارند.

۲. کاربرد این روش در صنعت سینما و تلویزیون

انیمیشن‌ها برای صنعت سینما و سرگرمی ساخته شده‌اند. فیلم‌های انیمیشنی محبوب قلب همه‌ی مردم دنیا هستند.
بنابراین٬ خانه‌ی موشن گرافیک صنعت سینما و تلویزیون و سرگرمی است. بسیاری از پیشرفت‌های تکنولوژی برای تولید‌‌کردن باکیفیت‌ترِ انیمیشن‌ها از این صنعت و برای آن آغاز شده. در کنارِ بده‌بستان‌های فنی انواع انیمیشن‌ها و موشن گرافیک‌ در دنیای سینما٬ عنوان‌بندی آغاز و پایان بسیاری از فیلم و سریال‌ها موشن گرافیک هستند. این نوع از عنوان‌بندی‌ها تاثیرگذارترند. چون از تصاویر یا عکس‌های بازیگران و کاراکترهای اصلی کمک می‌گیرند و درخدمت قصه‌ و انتقال فضای کلّی اثر به مخاطب هستند. برای تبلیغ‌کردن فیلم یا سریالی ممکن است از موشن گرافیک استفاده شود. ممکن است بخشی از کمپین تبلیغاتی برای فیلم یا سریالی ساختن موشن گرافیک درباره‌ی کاراکتر اصلی٬ جایزه‌هایی که آن اثر برنده شده٬ آمار فروش جهانی٬ اطلاعاتی درباره‌ی چگونگی و چرایی ساخته‌شدن فیلم یا نقد ونظرات مثبت درباره‌ی آن فیلم یا سریال باشد. موشن گرافیک‌ها بخشی از دنیای سرگرمی هم هستند و در خلقِ این دنیا٬ مخصوصا در فضای دیجیتال٬ کاربرد و نقش زیادی دارند: ‌از طراحی و ساخت بازی‌های کامپیوتری و تبلیغات برای آن‌‌ها تا طراحی و تولید گیف‌ها (گیفوگرافی) و ایموجی‌های متحرک.

۳. کاربردهای آموزشی موشن گرافیک

بعد از دنیای تبلیغات و دیجیتال مارکتینگ٬ تولید محتوای آموزشی٬ هر آموزشی٬  دومین عرصه‌ی حضور پررنگ موشن گرافیک‌‌هاست. پیش‌تر گفتیم که اگر می‌خواهید نکات مهم و کلیدی را٬ مختصر و مفید و جذاب٬ به مخاطبتان منتقل کنید از قالب موشن گرافیک بهره بگیرید.
در این بخش این نکته را اضافه می‌کنیم: اگر می‌خواهید مطالب پیچیده و دشوار را ساده و همه‌فهم به مخاطب٬ از هر سنّ وسالی که باشد٬ عرضه کنید تا بفهمد؛ از قالب موشن گرافیک کمک بگیرید. یکی از جاهایی که موشن گرافیک  کاربرد دارد٬ زمانی است که اطلاعات و داده‌های آماری و کمّی باید به مخاطب عرضه شود.
به همه‌ی موارد گفته‌شده٬ هزینه‌ی تولید کمتر٬ در مقایسه با انواع دیگر انیمیشن و محتوای تصویری٬ و خلاقیت و جذابیت بیشتر را اضافه کنید. برای تولید محتوای آموزشی و موشن گرافیک‌های آموزشی٬ همیشه هم به طراحان درجه‌یک نیاز نیست. با تسلط بر نرم‌افزاهای ویرایش عکس و فیلم هم می‌توانید موشن گرافیک‌های آموزشی ساده بسازید.
بگذارید مثالی بزنم تا اثربخشی استفاده از این روش برای انتقال مفاهیم پیچیده را به‌درستی درک کنید. هر کدام از ویدئوهای موشن گرافیک  مدرسه‌ی زندگی در یوتیوب را بیش از یک میلیون نفر تماشا کرده‌اند. می‌دانید موضوع این ویدئوها چیست؟ ساده و کاربردی‌شده‌ی مفاهیم پیچیده‌ی فلسفی برای انسان امروز.

۴. در دنیای IT و طراحی وب‌سایت چه کاربردی دارد؟

این روش متعلق به دنیای کامپیوتر و نرم‌افزارهای کامپوتری است. اما خود این روش نیز در این دنیا کاربردهایی دارد. در طراحی وب‌سایت و اپلیکیشن‌  موشن گرافیک‌ها کاربرد فراوانی دارند.
یک وب‌سایت باید برای مخاطب جذاب باشد تا در آن بماند. چه‌چیز آن را جذاب می‌کند؟ طراحی جالب٬ رنگ‌های چشم‌نواز و گیرا و قطعا یک کمی هم حرکت. مثل یک دکمه‌ی گردِ قرمز که گوشه‌ی پایین صفحه می‌لرزد و شما می‌دانید اگر بخواهید با پشتیبان سایت چت کنید باید آن را فشار دهید.
پس٬ طراحان وب‌سایت و تجربه‌ی کاربری و رابط کاربری به موشن گرافیک‌ها توجه می‌کنند. از آن در طراحی‌های خودشان استفاده می‌کنند. تاثیر موشن گرافیک‌های مختلف را بر مخاطب می‌سنجند. و بر‌اساس یافته‌هایشان از طرح‌ها و رنگ‌ها و موشن گرافیک‌های محبوب مخاطبان استفاده می‌کنند.
کاربرد دیگر این نوع انیمیشن٬ که با طراحی جذابِّ وب‌سایت ارتباط مستقیم دارد٬ بهبود سئوی وب‌سایت است. مهم است که مخاطب در وب‌سایت شما بماند -هرچه بیشتر٬ بهتر. این روش هم سایت را جذاب می‌کند و هم تماشای ویدئو‌های موشن گرافیک مخاطب را درگیر می‌کند و در سایت نگه می دارد.
موشن گرافیک‌ها در طراحی و جذاب‌تر کردن اپلیکیشن‌ها هم مانند وب‌سایت‌ها کاربرد‌های مشابهی دارند.

۵.کاربرد هنری موشن گرافیک (نوعی از هنر دیجیتال)

وقتی امروز دنیای دیجیتال سوال و جواب همه‌چیز را دارد و بر جزئیات زندگی اهالی این کره‌ی خاکی تاثیر مستقیم و غیرمستقیم می‌گذارد٬ چرا نباید هنر و هنرمند و اثرهنری دیجیتال داشت؟
هر آفرینش هنری که با استفاده از تکنولوژی‌های دیجیتال٬ کامپیوتر و نرم‌افزارهای کامپیوتری٬ خلق شود؛ درزمره‌ی  هنر دیجیتال قرار می‌گیرد -مثل نقاشی‌های دیجیتال و طرح‌های گرافیکی دیجیتال. پس٬ طراح‌های گرافیک ممکن است فقط با هدف خلق اثر هنری٬ و نه تبلیغ چیزی یا آموزش چیزی٬ موشن گرافیک بسازند.
پس این انیمیشن‌های هنری به سفارش کسی یا شرکتی یا برای تبلیغ محصول خاصی ساخته نمی‌شوند. البته٬ ممکن است این موشن گرافیک هنری پیام خاصی داشته باشد -پیام‌های بشردوستانه یا برای حفاظت از محیط‌ِ‌زیست یا مبارزه با کودک‌آزاری و خشونت علیه زنان.
شاید بشود گفت این کاربرد هنری در تمامی موشن گرافیک‌ها وجود دارد. چون بالاخره٬ هیچ موشن گرافیکی بدونطراحی و خلاقیت انسانی به‌وجود نمی‌آید.

۶. کاربرد این روش در شبکه‌های اجتماعی

محتوای دیجیتالی داریم که کاربردهای فراوان تبلیغاتی و آموزشی و هنری دارد. به ما امکان می‌دهد شکل و شمایل وب‌‌سایتِ کسب‌وکارمان را مشتری‌پسند کنیم. مخاطب را در وب‌سایت ما نگه می‌دارد و احتمالا او را متقاعد می‌کند تا مشتری ما شود -و این یعنی مخاطب به ما اعتماد کرده است.

چه‌چیز بهتر از محتوایی با این اوصاف و کاربردها برای استفاده در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی؟ موشن گرافیک‌ها پتانسیل بالایی برای چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی دارند. به همین دلیل٬ سیگنال اجتماعی را افزایش می‌دهند٬ یعنی لایک می‌شوند٬ کامنت می‌گیرند و به اشتراک گذاشته می‌شوند.
خُب٬ حالا چرا در این حوزه (دیجیتال مارکتینگ) این‌قدر به‌کار می‌آیند؟ اولاً٬ چون ساختن ویدئوهای موشن گرافیک٬ در مقایسه با انیمیشن‌ها و تیزرهای تبلیغاتی رئال٬ هزینه‌ و زمان کمتری برای تولید می‌خواهد.
دوماً٬ پتانسیل این را دارد که بسیار بسیار خلاقانه تولید شود چون نرم‌افزارهای گرافیکی و ویرایش عکس و فیلم امکانات نامحدودی در اختیار طراحان قرار دادند. موشن گرافیک هر چه خلاقانه‌تر تولید شده باشد٬ کاربردی‌تر است٬ به زبان دیگر٬ پیامی را که باید در ذهن مخاطب حک کرده.

2.8/5 - (6 امتیاز)

عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی و بهداشتی ، همانطور که از اسمش پیداست مربوط به عکاسی صنعتی و حرفه‌ای از محصولات آرایشی و بهداشتی است. این شاخه از هنر عکاسی در عین حال که جذاب و پر طرفدار است، دشواری‌های خاص خود را دارد و تابع اصول و قواعدی است که رعایت آن‌ها، موفقیت شما را که همان جذب مشتری است، تضمین می‌نماید. در این محتوا از وب‌سایت استودیو نماد قصد داریم به معرفی عکاسی لوازم آرایشی بپردازیم و ویژگی‌های مهم و حائز اهمیت در این حرفه را بر شماریم. امیدواریم تا انتهای مقاله همراه ما باشید:

عکاسی لوازم آرایشی چه هدفی را دنبال می‌کند؟

قبل از هر چیز لازم است بدانیم که عکاسی لوازم آرایشی چه هدفی را دنبال می‌کند. در عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی و بهداشتی ، لازم است مردم و به طور خاص مشتری را متقاعد کنیم تا با استفاده از محصولات آرایشی یک برند خاص، احساس زیبایی بیشتری نمایند. تنها در این صورت است که افراد به خرید محصولی که قصد معرفی آن را داریم، ترغیب می‌شوند.
بنابراین شما باید بتوانید با استفاده از ایده‌های خلاقانه و نوین و با استفاده از چیدمانی که ظرافت و لطافت را به مشتری القا می‌کند، ویژگی‌ها و خصوصیات ظاهری محصول را در قالب یک فریم یا تصویر به بیننده القا کنید به طوری که تصویر گرفته شده، در ذهن او ماندگار شود و تمایل به خرید در او افزایش یابد. به طور حتم، هرچه در این مسیر ابتکار و ظرافت بیشتری به خرج دهید، به هدف خود که همان فروش محصول آرایشی است نزدیک‌تر خواهید شد.
گام بعدی دادن اطمینان به مشتری است که بخش مهمی از عکاسی صنعتی و به طور خاص عکاسی لوازم آرایشی است. بنابراین باید عکس گرفته شده، به گونه‌ای باشد که علاوه بر اینکه محصول آرایشی و بهداشتی را معرفی می‌کند، نوعی اطمنیان خاطر از حصول نتیجه را نیز در او ایجاد کند.

عکاسی تبلیغاتی از لوازم آرایشی
ده نکته‌ی مهم درباره‌ی عکاسی لوازم آرایشی :

به این پرسش پاسخ دهید.
اولین چیزی که در خرید اینترنتی یا خرید آنلاین به آن توجه می‌کنید، چیست؟
به طور حتم تصویر !
اگر برند و محصول آرایشی مورد نظر، در عکس‌هایی که در بروشور‌ها و فضای مجازی قرار می‌دهید، نتواند چشم‌ها را به سمت خود جذب کند، شانس فروش محصول به شدت پایین خواهد بود. بنابراین اولین چیزی است که مشتری را ترغیب به خرید می‌کند عکس مناسب از محصول است و همین نکته، اهمیت کار شما را نشان می‌دهد.

ویژگی‌های محصول آرایشی و بهداشتی را بدانید!

در گام اول، لازم است ویژگی‌های محصول آرایشی که قصد عکاسی از آن را دارید بشناسید. بنابراین باید همه چیز را راجع به آن بدانید. در مورد برند محصول آرایشی، شناخت بیشتری پیدا کنید و از چند منبع معتبر در این زمینه، تحقیق و پرسش کنید.
یکی از روش‌هایی که شما را به شناخت بیشتر از محصول آرایشی سوق می‌دهد، این است که با چند مشتری که از همان محصول آرایشی و بهداشتی استفاده می‌کند، گفت‌وگو کنید و راجع به کیفیت محصول و ویژگی‌های آن سوال نمایید تا شناخت شما از محصول آرایش تکمیل شود.

مخاطب هدف را بشناسید!

در عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی و قبل از آماده ساختن فضا برای عکاسی، لازم است راجع به اهدافی که مخاطب به دنبال آن است، آگاهی داشته باشید و اطلاعات قابل قبولی در این زمینه پیدا کرده باشید. باید بدانید مشتری خاص و ایده‌آل برندی که قرار است توسط شما معرفی شود، کیست و چه انتظاراتی از محصول دارد؟ باید بدانید که مخاطب شما افراد میانسال است یا دختران دوشیزه و جوان؟ همچنین لازم است بدانید محصولی که معرفی می‌کنید، محصولی گران‌بها و قیمت گزاف است یا محصولی است که همه‌ی افراد با بودجه‌های متفاوت، قادر به خرید آن هستند.اگر بدانید مخاطب شما کیست و چه انتظاراتی دارد، بهتر می‌توانید ویژگی‌های مورد انتظار او را در عکس منعکس کنید.

شناسایی هدف در عکاسی تبلیغاتی
طراحی مناسب انتخاب کنید.

اگر قرار باشد عکس‌ها را برای یک آشنا و دوست بگیرید، خیلی راحت‌تر خواهید بود و نیازی نیست که همه‌ چیز، مرتب و آماده باشد، اما وقتی مخاطب شما مشتری است که باید ترغیب به خرید شود، لازم است عکس و تصویر گرفته شده، دارای طراحی و دیزاین مشخصی باشد. شاید لازم باشد نمونه‌هایی از عکس‌ها را در وب‌سایت‌ها جستجو کنید تا بهتر بتوانید ترجیح مشتری را پیدا کنید.
پیشنهاد می‌دهیم هر کاری که لازم است در طراحی عکاسی لوازم آرایشی انجام شود را در جایی بنویسید و یادداشت کنید تا از ذهن‌تان نرود.
اولین وظیفه‌ی شما به عنوان عکاس این است که خلاق باشید و ایده‌های حرفه‌ای داشته باشید. در عین حال لازم است برای نشان دادن برند مورد نظر، قوی و حرفه‌ای عمل کنید تا به نتیجه‌ی مطلوب‌ نزدیک‌تر شوید.
در وهله‌ی نخست می‌توانید از یک مدل انسانی استفاده کنید تا به شما نشان دهد که کاربرد لوازم آرایشی چیست! می‌توانید محصول را بیرون از فضای آزاد قرار دهید یا آویزان باشد. در هر صورت هر مدلی که انتخاب می‌کنید لازم است سبک شما را بیشتر نشان دهد. به عنوان مثال اگر محصول آرایشی در حمام یا اتاق‌خواب یا در جلوی آفتاب مورد استفاده قرار می‌گیرد، لازم است المان‌های مرتبط با آن در عکس دیده شود. به عنوان مثال اگر کرم شب را معرفی می‌کنید بهتر است آن را در فضایی که حس تاریکی و شب را منتقل می‌کند، قرار دهید.
تصویر گرفته شده توسط شما، باید با مخاطب سخن بگوید و ویژگی‌های محصول به شکل مستتر و پنهان نمایش داده شود.

از رنگ‌های مناسب استفاده کنید:

رنگ‌، نقش حیاتی در ادراک مشتری دارد. یک انتخاب کامل و مناسب از طیف‌های رنگی، فاکتور و المان بسیار مهمی در عکاسی لوازم آرایشی محسوب می‌شود.
لازم است تِم و زمینه‌ی تصویر را مشخص کنید. اگر تمایل دارید تصویری روشن داشته باشید، بهتر است پس‌زمینه‌ای پر رنگ، بشاش و پر انرژی را انتخاب کنید.
اگر به دنبال تصویری کلاسیک از محصول مورد نظر هستید، پس‌زمینه‌ای ترکیبی از سیاه و سفید، یک انتخاب مناسب برای شما خواهد بود.
اگر برند مورد نظر، دارای نماد و رنگ خاصی است، نیاز خواهید داشت پس‌زمینه‌ای مناسب و متناسب با آن رنگ را انتخاب کنید و شاید نیاز چندانی به انتخاب رنگ نباشد.

رنگ مناسب پس زمینه در عکاسی از لوازم آرایش
از یک سبک خاص برای همه‌ی محصولات یک برند تبعیت کنید:

تمام المان‌هایی که در عکاسی لوازم آرایشی مورد استفاده شماست، لازم است با یکدیگر هماهنگی و هارمونی داشته باشد. مانند رنگ، سبک، شکل، اندازه و بسیاری موارد دیگر…
لازم است همه‌چیز را به شکل منطقی در کنار یکدیگر قرار دهید تا تصویر گرفته شده نیز تابع همین ویژگی باشد. اگر برای یک برند معتبر در حال عکاسی هستید، تصویر شما باید با سبک و استایل کلی برند مرتبط باشد.

از زوایای غیر معمول در عکاسی لوازم آرایشی استفاده کنید:

در عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی باید تمام زوایای ممکن را امتحان کنید تا به نتیجه‌ی دلخواه برسید. اگر تنها از یک زاویه عکس بگیرید، عکس‌های شما خسته‌کننده و مشابه هم خواهد بود. ممکن است مجبور باشید برای دست‌یابی به زاویه مطلوب، از روی صندلی یا به حالت دراز کشیده، عکس بگیرید تا تصویر شما مناسب هدفی باشد که دنبال می‌کنید.

سطح‌های مختلف را امتحان کنید:

یکی از نیازهای بارز در عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی استفاده از سطوح برای نشاندن محصول آرایشی و بهداشتی است. البته می‌توانید محصول را به طور مستقیم بر روی سطح و پس‌زمینه قرار دهید اما بهتر آن است که از سطوح مختلف استفاده کنید و سوژه و محصول آرایشی را بر روی آن قرار دهید تا توجه مخاطب را بیشتر به سمت محصول جذب نماید.
پایه‌ای که سوژه بر روی آن قرار می‌گیرد، از اهمیت به سزایی برخوردار است زیرا نشان می‌دهد که محصول چگونه مورد استفاده قرار می‌گیرد. ممکن است اینگونه موارد، از نظر شما کم اهمیت به نظر برسد، اما در اصل، مساله‌ی بسیار مهمی است و در ذهن مشتری حک خواهد شد.
یکی از راه‌های تصویر کردن محصولات آرایشی این است که با سایر المان‌های آرایشی آن را کامل نماییم. به عنوان مثال جعبه‌های زیبا یا کتاب، می‌تواند گزینه‌ی مناسبی برای کار شما باشد.
رنگ، اندازه، جنس و شکل زمینه و پایه‌ای که قرار است محصول آرایشی بر روی آن قرار گیرد، همگی باید در تناسب با یکدیگر باشند.
باید توجه داشته باشید، پایه‌ای که قرار است محصول بر روی آن قرار گیرد، نباید به حدی جذاب باشد که توجه را به سمت خود جذب نماید.

عکاسی تبلیغاتی لوازم ارایشی
پس‌زمینه‌ای خوب و کامل را انتخاب کنید:

هرگز اهمیت پس‌زمینه و بک‌گراند تصویر را دست‌کم نگیرید. پس‌زمینه، باید بتواند به طور کامل و مناسب، پیام و ویژگی‌های محصول را منتقل کند. به عنوان مثال، اگر می‌‌خواهید از محصولات ارگانیک عکس بگیرید، از یک پس‌زمینه‌ای طبیعی با الگویی گل‌دار استفاده کنید.
همیشه پس‌زمنیه‌ای را انتخاب کنید که با ویژگی‌محصول همخوانی داشته باشد.
برای عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی در اینستاگرام ممکن است از بک‌گراند‌های ترکیبی و مختلف استفاده شود که از چندین مواد و رنگ‌های مختلف تشکیل شده باشد.
عکاس‌های حرفه‌ای، معمولا از میوه‌ها در تصویر پس‌زمینه سوژه استفاده می‌نمایند. احتمالا دیده‌اید که تا چه حد یک رژ لب قرمز در یک پس‌زمینه سیاه همراه با توت فرنگی‌های چیده‌ شده در کنار آن، جذاب است.
شما قادر خواهید بود محصول را به وسیله‌ی رنگ و نوشته برجسته کنید تا بیشتر در ذهن مخاطب نقش ببندد. دقت داشته باشید که هدف شما از عکاسی لوازم آرایشی ، ترغیب مشتری به خرید است، بنابراین هر کاری را که به انجام آن قادر هستید را به انجام برسانید.

از عکس‌های زنده و در حال حرکت بهره بگیرید:

عکاسی زنده و در حال حرکت، زیبایی و جذابیت کار شما را دو چندان خواهد نمود، اگر چه نیاز به تمرین زیادی دارد و دشواری‌های خاص خود را دارد. اما فراموش نکنید که شما باید هر کاری که به منظور متقاعدسازی مشتری لازم است را انجام دهید.

از خطوط مورب استفاده کنید:

شیوه‌ی قرار دادن محصولات در یک خط مورب، در عکاسی تبلیغاتی لوازم آرایشی بسیار رایج است و راهی ساده است که شما را قادر خواهد ساخت تا عکسی حرفه‌ای و جذاب بگیرید. خطوط مورب، مسیری قابل دیدن برای ببیننده ایجاد می‌کند و او را مستقیما به سمت محصول و سوژه هدایت می‌کند و به تصویر عمق بیشتری می‌دهد.
به طور طبیعی چشم انسان از چپ به راست حرکت می‌کند، در نتیجه شما می‌توانید ازین اصل برای چیدن محصولات استفاده نمایید تا عکس بهتر و جذاب‌تری تهیه کنید.

خطوط مورب در عکاسی تبلیغاتی
سخن پایانی:

به عنوان یک عکاس باید بدانید که مشتری با دقت به جزئیات دقت می‌کند، بنابراین باید همه‌ چیز را خیلی دقیق و حرفه‌ای انتخاب کنید. عکاسی لوازم آرایشی در عین حال که بسیار جذاب است، دشواری‌های خاص خود را دارد که بدون شک در شیرینی آن حل خواهد شد.
ازین که همراه وب‌سایت استودیو نماد بوده‌اید، از شما سپاسگزاریم و امیدواریم این مقاله برایتان سودمند و مفید واقع شده باشد.

3.5/5 - (2 امتیاز)

عکاسی طلا و جواهر ، یکی از جذاب‌ترین شاخه‌های رشته‌ی عکاسی صنعتی است. عکاسی طلا و جواهر در عین حال که کاری آسان به نظر می‌آید، دشواری‌های خاص خود را دارد و تابع مقررات خاصی است. این سبک از عکاسی، همانطور که از اسمش پیداست، به عکاسی صنعتی و حرفه‌ای از انواع زیورآلات طلا و نقره و یا سایر فلزات با ارزش، انواع جواهرات، الماس‌ و برلیان، سنگ‌های زینتی و قیمتی اطلاق می‌شود به طوری که ازین طریق مشتری را متقاعد به خرید آن نماید. در این محتوا از وب‌سایت استودیو نماد قصد داریم اطلاعاتی مفید و کارآمد راجع به عکاسی طلا و جواهر ، در اختیار شما قرار دهیم. امیدواریم تا انتهای این مقاله، ما را همراهی کنید.

عکاسی طلا و جواهر ؛ شاخه‌ای از عکاسی صنعتی :

عکاسی صنعتی، نوعی عکاسی حرفه‌ای است که به معرفی کالاهای تبلیغاتی می‌پردازد که از جمله آن، می‌توان بهعکاسی از جواهرات و زیورآلات اشاره کرد. به بیان دیگر، عکاسی طلا و جواهر را می‌توان بخش کوچکی از عکاسی صنعتی دانست.

از آنجا که عکاسی صنعتی، به معرفی کالا و بروشورهای تبلیغاتی می‌پردازد، توجه به آیتم‌های خاصی، باعث می‌شود، کالای مورد نظر در دید مخاطب، زیبا و ارزشمند به نظر بیاید و او را به خرید ترغیب و متقاعد نماید. باید گفت، هدف اصلی عکاسی صنعتی، ترغیب مخاطب به خرید کالا و تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل است.

عکاسی طلا و جواهر چه ویژگی‌هایی دارد؟

با پیدایش و گسترش شبکه‌های اجتماعی، بخصوص اینستاگرام که اساس آن عکاسی است، عکاسی صنعتی و به طور خاص، عکاسی طلا و جواهر ، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار شده و روز به روز، به میزان اهمیت آن افزوده می‌شود. امروزه خرید آنلاین، بخش قابل توجهی از سبد خانواده را تشکیل می‌دهد و کمتر کسی را می‌توان یافت که با خرید کالا به صورت آنلاین و از راه دور، آشنا نباشد.

عکاسی طلا و جواهر چه ویژگی‌هایی دارد؟

نقش عکاسی در فروش طلا و جواهرات یا زیورآلات :

عکاسی مناسب و صحیح از طلا و جواهر و سایر زیورآلات، می‌تواند به فروش آن کمک بسیاری نماید. بروشورهای تبلیغاتی، عکس‌های اینستاگرامی و کاتولوگ‌های مختلف، عامل موثری در فروش طلا و جواهرات و یا هر کالای دیگری محسوب می‌شوند.

حضور چشمگیر اینترنت، فضای مجازی و انواع شبکه‌های اجتماعی، مبحث بازاریابی اینترنتی و فروش آنلاین را به طرز فزاینده‌ای افزایش داده است و همین مساله به تنهایی، اهمیت عکاسی صنعتی و به طور خاص، اهمیت عکاسی طلا و جواهر را نمایان خواهد نمود.

عکسی که از طلا و جواهرات یا سایر زیورآلات گرفته می‌شود، باید به حدی حرفه‌ای و مشتری‌پسند باشد که فرد با دیدن آن، به کالای مورد نظر علاقمند شده و تمایل به خرید در او شکل بگیرد.

نورپردازی ، مهم‌ترین آیتم در عکاسی طلا و جواهر :

فلز‌های زینتی از جمله طلا و نقره و جواهرات، به خودی خود دارای درخشندگی هستند و نور را بازتاب می‌دهند. بنابراین لازم است در نحوه‌ی نورپردازی و بازتاب نوری که از سوی زیروآلات منعکس می‌شود، توجه و دقت کافی انجام شود تا زیبایی کار چندین برابر به نظر بیننده برسد.

ارزش جواهرات باید در عکس، نمایان شده باشد:

انواع طلا و جواهرات و سنگ‌های قیمتی، با ارزش هستند و به همین دلیل، عکاسی طلا و جواهر باید به گونه‌ای باشد که ارزش و درخشندگی کالا، در عکس نمودار شده باشد. عکس گرفته شده باید به نحوی باشد که مشتری حتی از توی عکس، بتواند به ارزش واقعی محصول پی ببرد.

عکس‌های درخشان و برجسته در اولیت هستند:

همانطور که اشاره شد عکاسی از جواهرات و زیورآلات باید منعکس‌ کننده قیمت و ارزش جواهرات باشد، بنابراین هر چه عکس واضح‌تر، باکیفیت‌تر و درخشنده‌تر باشد و در صورت امکان برجسته باشد، زیبایی کار را دو چندان خواهد کرد.

سایه‌ها باید کنترل شده‌ باشند:

وجود سایه در هنر عکاسی و عکاسی صنعتی، بسیار با اهمیت است و این موضوع در عکاسی از جواهرات و زیورآلات ، از اهمیت بیشتری برخوردار است. سایه‌ها در عکاسی صنعتی باید به گونه‌ای باشد که زیبایی و جذابیت کار را منعکس نماید.

زاویه‌ی دوربین و جهت انعکاس و تابش نور، در نقش سایه‌ها موثر هستند و لازم است به این دو آیتم توجه کافی و لازم را نشان دهید.

 

سایه‌ها باید کنترل شده باشند
سایه‌ها باید کنترل شده باشند

استفاده از نور طبیعی، به نور فلاش دوربین ارجحیت دارد:

از آنجا که جواهرات براق و صیقلی هستند و نور را انعکاس می‌دهند، نور فلاش ممکن است عکس را از حالت طبیعی و نرمال خارج سازد. بنابراین بهترین حالت، استفاده از نور طبیعی است که جلوه‌ای متعادل را در نظر بیننده انعکاس می‌دهد.

به پس‌زمینه توجه کافی نشان دهید:

همانطوری که می‌دانید، پس‌زمینه یکی از بخش‌های مهم در عکاسی است. وجود پس‌زمینه مناسب، زیبایی و نمای طلا و جواهرات را چندین برابر خواهد نمود.

وجود تضاد رنگی و استفاده از رنگ‌های متضاد و مکمل، باعث می‌شود که عکس‌های جذاب‌تر و زیباتری بگیرید تا هر چه بیشتر بتوانید توجه مخاطب را به سوژه نزدیک کنید.

همه‌ی زوایا را امتحان کنید:

در عکاسی طلا و جواهر لازم است از چند زاویه مختلف از زیورآلات عکس بگیرید تا بهترین نمای ممکن را انتخاب کنید. هر نمایی که بهتر و زیباتر جواهرات را نشان می‌دهد، آن را انتخاب کنید و از همان زاویه، چندین عکس مختلف بگیرید تا به نقطه‌ی ایده‌آل برسید.

صبور باشید و حوصله به خرج دهید:

عکاسی کاری لذت‌بخش و جذاب است اما در عین حال به صبر و حوصله کافی نیاز دارد. در عکاسی از جواهرات و زیورآلات و یا هر نوع عکاسی دیگر، باید با حوصله و صبور باشید تا بتوانید بهترین و زیباترین زاویه ممکن را بدست آورید. اگر به هنر عکاسی و عکاسی صنعتی علاقمند هستید، باید صبور باشید و زود از کار خسته نشوید، زیرا نتیجه‌ی نهایی کار که همان متقاعدسازی مشتری است، از اهمیت به سزایی برخوردار است.

از آینه و رنگ‌های منعکس‌کننده نور استفاده نمایید:

صفحه زیرین و پس زمینه‌ی عکاسی طلا و جواهر ، می‌تواند آینه‌ باشد و یا به گونه‌ای باشد که تصویر جواهرات در آن منعکس شود. این کار باعث می‌شود تصاویر گرفته شده، زیبایی بیشتری داشته باشد و نظر مخاطب را بیشتر جلب نماید.

البته این موضوع بستگی به نوع جواهرات دارد و ممکن است همیشه مورد استفاده قرار نگیرد، بنابراین حرف اول را زیبایی نهایی عکس خواهد زد.

از آینه و رنگ‌های منعکس‌کننده نور استفاده نمایید:

از تصاویر محو و مات استفاده کنید:

با تنظیم لنز دوربین، می‌توانید بخش‌هایی از تصویر گرفته شده را مات و محو نمایید و ازین طریق توجه مخاطب را بیشتر به نقطه‌ای که مورد نظرتان است جلب کنید.

استفاده از پس‌زمینه‌ی مات و محو در عکاسی از جواهرات و زیورآلات ، علاوه بر اینکه زیبایی کار را بیشتر می‌کند، باعث می‌شود بخش‌هایی از کار که بیشتر مورد توجه شما هستند، بیشتر به چشم خریدار آیند.

سخن آخر:

هدف از عکاسی صنعتی و عکاسی از جواهرات و زیورآلات ترغیب مشتری به خرید است. با پیدایش انواع شبکه‌های اجتماعی، فروش آنلاین و اینترنتی ، کالا روز به روز رو به گسترش است. امروزه دیگر از هر نقطه‌ای از جغرافیا که باشید می‌توانید کالای مورد نظرتان را خرید کنید.

از آنجا که بخش قابل توجه‌ بازاریابی اینترنتی، بر پایه‌ی عکاسی استوار است و در واقع عکس، معرف محصولی می‌باشد که قرار است به فروش برسد، وجود یک عکس زیبا و با کیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است و می‌تواند فروش طلا و جواهرات یا زیورآلات را تضمین نماید.

ازین که این محتوا را در وب‌سایت تخصصی عکاسی استودیو نماد مطالعه کرده‌اید از شما سپاسگزاریم و امیدواریم این مقاله برایتان سودمند و مفید واقع شده باشد.

امتیاز دهید

هر روز هفته، در هر زمان از شبانه‎روز غذا جلوی روی ما قرار دارد. در ظروف غذایی که می‎خوریم، در مجله‎ها، در تلویزیون و حتی نمایشگرهای کامپیوتر. در نتیجه، عکاسی از غذا جزئی از زندگی ماست!

اگر ما غذایی نمی‎خوریم، در مورد چیزی که به تازگی خوردیم یا می‎خواهیم بخوریم صحبت می‎کنیم! چیزی که ما می‎خوریم؛ رژیم غذایی، سبک زندگی، انتخاب‎ها و باورهای ما را نشان می‎دهد.

من یک عکاس مواد غذایی و عاشق کارم هستم؛ ولی همیشه چنین شغلی نداشتم، در واقع من یک سرآشپز حرفه‎ای هستم و 15 سال از عمرم را در آشپزخانه‎های مختلف جهان سپری کردم، من عاشق غذا و عکاسی از آن هستم!

در این مطلب قصد دارم به 10 ایده عکاسی از غذا اشاره کنم به نحوی که دهان بیننده آب بیافتد!

1. از مواد غذایی محلی و تازه استفاده کنید، ظاهر غذا را دستکاری نکنید و آن را ساده نگه دارید.

اجازه دهید غذا خودش با بیننده صحبت و داستانش را بیان کند. این یکی از مهمترین ایده عکاسی از غذا است.

ایده عکاسی از غذای ایتالیایی

2. دومین ایده عکاسی از غذا : اجازه دهید غذا نحوه عکاسی را به شما حکم کند

آیا یک ظرف غذا یا غذا چیز خاصی دارد که توجه شما را به خود جلب کرده باشد، اگر جواب مثبت بوده است، چه چیزی؟ آیا شکل یا بافت آن است؟ به این پرسش پاسخ دهید تا متوجه شوید به منبع نوری سخت یا ملایم نیاز دارید، به این پرسش پاسخ دهید تا متوجه شوید برای عکاسی از سوژه‎تان بهترین زاویه انتخابی کدام است.

اجازه دهید غذا نحوه عکاسی را به شما نشان دهد.

3. در عکاسی از غذا ، توجه به سوژه‎تان را حفظ کنید.

آیا غذا رنگارنگ و هیجان‎انگیز است؟ غذا پادشاه است، وسایل صحنه و پس زمینه را به نحوی انتخاب کنید که بدون زیاده‎روی مکمل غذای شما باشند، به کنتراست دقت کنید.

عکاسی از غذا

4. تصویری که در ذهن داشتید را بگیرید، سپس زاویه دوربین را تغییر دهید.

گرفتن عکس‎های مختلف را آزمایش کنید: بهترین تصویر اغلب اوقات تصویری است که برای آن برنامه‎ریزی نداشتید.

5. از سه پایه استفاده کنید.

به اندازه کافی نمی‎توانم روی اهمیت این نکته تاکید کنم. استفاده از یک سه پایه احتمال هر گونه لرزش دوربین را به تقریبا صفر کاهش می‎دهد و به عکاس اجازه می‎دهد نوردهی را طولانی‎تر کند که در محیط‎های کم‎ نور بسیار مهم و مفید است، یعنی رستوران‎ها و کافه‎هایی که نورهای تاریک دارند.

ایده عکاسی از فست فود

6. در عکاسی از غذا به تعادل سفید دقت کنید.

تعادل سفید (WB) – هر دوربین مدرن، حتی دوربین‎های نشانه بگیر و عکاس کن، امکان کنترل تعادل سفید را در اختیار عکاس می‎گذارند، بنابراین از آن استفاده کنید.

گاهی اوقات یک رنگ متمایل به نارنجی یک حس خونگرمی و صمیمیت به تصویر می‎دهد ولی در سایر اوقات می‎تواند آزاردهنده باشد. جدا از آن، از کنترل تعادل سفید می‎توان به عنوان یک ابزار خلاقانه استفاده کرد، گزینه‎های مختلف آن را بررسی کنید.

7. استفاده از چه نوع لنزی مناسب‎تر است؟

کلی بخواهیم صحبت کنیم، عمق میدان کم برای عکاسی غذا بسیار خوب جواب می‎دهد چون سوژه را از پس زمینه جدا می‎کند و توجه بیننده مستقیما به آن جلب می‎شود.

اگر مجبور به پیشنهاد تنها یک لنز برای عکاسی غذا بودم، بدون شک لنز 50 میلی‎متری با گشادگی دریچه دیافراگم f 1.8 بود، لنزی سبک و کوچک که قیمت بالایی نیز ندارد.

این لنز سریع است و از آن می‎توان برای انواع دیگر عکاسی نیز استفاده کرد. و میتواند بوکه های زیبایی در پس زمینه به شما بدهد. با اینکه پس زمینه تقریبا محو میشود اما از چیدمان ان غافل نشوی و به ترکیب بندی و نور  آن توجه کنید.

ایده عکاسی از غذا در رستوران

8. در عکاسی از غذا به جزئیات دقت و همخوانی قاب تصویر با سوژه را حس کنید

گاهی اوقات کمتر به معنای بیشتر است، به ویژه زمانی که غذا باید در تصویر پادشاهی کند. جزئیاتی که از دید شما پنهان میشوند همان نکاتی هستند که عکس شما را از  خوب به عالی تبدیل می کنند. حتما نظر دیگران بپرسید و در عکسهایتان اعمال کنید.

9. سعی کنید با خود دوربین عکس صحیحی بگیرید

زیاد به فوتوشاپ برای اصلاح اشتباهات تکیه نکنید، مرحله پس از پردازش باید تنها برای هر تصویر بین 2 تا 5 دقیقه زمان ببرد. شما باید از فتوشاپ برای اصلاح مشکلات کوچک استفاده کنید. اگر نورپردازی مناسب نباشه و یا شما از زاویه غلط استفاده کنید هیچ وفت نمیتوانید این امر را در فتوشاپ اصلاح کنید.

10. عکس‎های مرجع زیادی بگیرید

با گرفتن تصاویر زیاد سعی کنید اشتباهات خود را بررسی کنید و اگر می‎توانید نظر چند نفر را بپرسید. تمرین زیاد و عکاسی متداول به شما کمک میکند که نقاط ضعف خود را برطرف کنید. سعی کنید برای هر غذایی عکس های مشابه ببینید بگیرید تا اشکال نورپردازی و ترکیب بندی را در عکسهایتان متوجه شوید.

عکاسی تبلیغاتی از غذا

نتیجه گیری :

امیدواریم این مطلب به شما برای هر چه بهتر شدن در زمینه عکاسی غذا کمک کند. ما در استودیو عکاسی صنعتی نماد به پیشرفت شما فکر میکنیم. اگر صاحب کافه و یا رستورانی هستید که تمایل به بهتر دیده شدن دارید با ما تماس بگیرید.

امتیاز دهید

این یک تفکر اشتباه متداول است که ضریب اف که استفاده می‎کنید عمق میدان (DOF) تصاویر شما را کنترل خواهد کرد. بدون شک تنظیمات گشادگی دریچه دیافراگم تاثیرگذار است، ولی عوامل دیگری را نیز باید در نظر بگیرید.

DOF حوزه‎ای در عکاسی است که باید بپذیریم مهم است. لنزها تنها می‎توانند در یک نقطه واحد فوکوس کنند. همیشه ناحیه خاصی در جلو و پشت نقطه فوکوس قرار دارد که به شکل قابل پذیرشی شارپ است.

DOF به عوامل مختلفی وابسته است از جمله:

  • تنظیمات گشادگی دریچه دیافراگم
  • طول کانونی لنز
  • فاصله دوربین با سوژه
  • اندازه حسگر.

تفییر چیزی که شارپ است و چیزی که نیست تدریجی است. مهم است یاد بگیرید متغیرهای بالا را چطور مدیریت کنید تا بتوانید تصاویری با ظاهر دلخواه ثبت کنید.

چطور اندازه حسگر روی عمق میدان تاثیر می‎گذارد

بعد فیزیکی حسگر دوربین شما روی عمق میدان تاثیر می‎گذارد. برخلاف سایر متغیرها، امکان تغییر آن برای شما وجود ندارد، مگر این که از یک دوربین متفاوت استفاده کنید.

حسگرهای کوچک، مانند حسگرهای گوشی‎های هوشمند و دوربین‎های جمع‎و‎جور، بیشترین عمق میدان را در تصاویر به وجود می‎آورند. به همین دلیل است که افراد به جای گوشی‎های هوشمند از یک دوربین استفاده می‎کنند. چون آن‎ها با گوشی خود نمی‎توانند به یک DOF کم برسند.و این نکات در عکاسی صنعتی  مخصوصا عکاسی غذا بسیار اهمیت دارد .

کنترل عمق میدان در عکاسی از غذا

 

شرکت‎های تولیدکننده گوشی‎های هوشمند سعی دارند به چندین طریق DOF کم را تقلید کنند. اما در واقع جایگزینی برای اندازه حسگر وجود ندارد. عملا، دوربین‎های دارای حسگرهای کوچک‎تر، با تنظیمات فاصله و گشادگی دریچه دیافراگم مشابه تصاویری با عمق میدان بیشتری به وجود می‎آورند.

برای این که عمق میدان حسگرهای با اندازه متفاوت را محاسبه کنید، باید طول کانونی موثر و تنظیمات گشادگی دریچه دیافراگم مشابه را محاسبه کنید.

حسگرهای بزرگ‎تر داخل دوربین‎های DSLR و بدون آینه باعث محبوبیت‎ آن‎ها در بین تهیه‎کنندگان فیلم شده است. علت آن توانایی آن‎ها در ایجاد DOF کم است. دوربین‎های سنتی فیلمبرداری حسگرهای کوچکی دارند، بنابراین معمولا عمق میدان عمیق‎تر به وجود می‎آورند.

فاصله دوربین با سوژه چطور روی عمق میدان تاثیر می‎گذارد

هرچه فاصله شما با سوژه کمتر باشد، DOF بدون توجه به تنظیمات دیافراگم با هر لنز روی هر دوربینی، کمتر خواهد بود. هر چه دوربین را از سوژه دورتر کنید، عمق میدان تصویر شما بیشتر می‎شود.

به همین دلیل است که ثبت تصاویر از نمای نزدیک که DOF کافی داشته باشند چالش‎برانگیز است. زمانی که به سوژه خود بسیار نزدیک می‎شوید معنای آن در فوکوس قرار نگرفتن تمامی بخش‎های آن است.

استفاده از لنزهای ماکرو و الحاقات نمای نزدیک این مشکل را شدت می‎بخشد.

کنترل عمق با لنزهای ماکرو

 

بنابراین اگر هنوز تنها از کیت لنزهای خود استفاده می‎کنید، باید برای دستیابی به یک DOF کم فاصله خود را با سوژه کم کنید. به همین دلیل است که این لنزها طول کانونی زیاد یا دیافراگم بسیار عریض ندارند.

به یاد داشته باشید نقطه‎ای که روی یک سوم عمق میدان فوکوس کردید به شما نزدیک‎تر و دو سوم آن دورتر خواهد بود. آگاهی از این قضیه می‎تواند به شما کمک کند نقطه فوکوس خود را برای عمق میدان‎تان دقیق‎تر انتخاب کنید.

چطور طول کانونی (ظاهرا) روی عمق میدان تاثیر می‎گذارد

هرچه طول کانونی لنزی که استفاده می‎کنید بیشتر باشد، ظاهرا عمق میدان کمتر است. اما در واقع باعث تغییر آن نمی‎شود.

اگر با دو لنز با طول کانونی متفاوت از یک سوژه مشابه عکس بگیرید، تصاویری که با لنز وایدتر گرفته شده است ظاهرا یک DOF بیشتر دارد. دیافراگم باید ثابت باقی بماند. زمانی که تصویری که با عمق دید بازتر گرفته شده است را برش می‎زنید تا عناصر داخل تصاویر اندازه مشابهی داشته باشند، مشاهده خواهید کرد در واقع هیچ تفاوتی وجود ندارد.

این تفکر که طول کانونی بیشتر یک عمق میدان کمتر به وجود می‎آورد یک افسانه است. درک این موضوع مشکل می‎تواند باشد. به ویژه اگر از قبل با این تفکر محبوب آشنا شده باشید که طول کانونی روی DOF تاثیر می‎گذارد.

کنترل عمق میدان با فاصله کانونی

چطور گشادگی دریچه دیافراگم روی عمق میدان تاثیر می‎گذارد

دیافراگم یک منفذ قابل تنظیم در یک لنز است. عمکلرد اصلی آن کنترل مقدار نور ورودی به دوربین است. تنظیم دریچه دیافراگم روی عدد کمتر به نسبت مقدار بیشتر آن اجازه ورود به نور کمتری می‎دهد. تنظیمات آن براساس گام‎های f (ضریب اف) سنجیده می‎شود.

تنظیم تغییرات دیافراگم (عوض کردن مقدار ضریب اف) نه تنها مقدار نور ورودی را کنترل می‎کند بلکه همچنین روی DOF تاثیر می‎گذارد. تغییر گشادگی دریچه دیافراگم متداول‎ترین راهی است که عکاسان برای کنترل عمق میدان انتخاب می‎کنند.

هرچه ضرب اف بیشتر باشد، DOF کمتر است. بنابراین اگر ضریب اف کمتری را انتخاب ‎کنید (به عنوان مثال f/1.4)، تصویر شما سطح شارپ بودن قابل پذیرش کمتری خواهد داشت. انتخاب یک گشادگی دریچه دیافراگم محدودتر یعنی یک ضریب اف بالاتر (به عنوان مثال f/22) بخش بیشتری از تصویر شما را در فوکوس قرار می‎دهد.

لنزها با حداکثر گشادگی دریچه دیافراگم متفاوتی ساخته می‎شوند. معمولا یک کیت لنز زمانی که لنز در حد بیشترین مقدار طول کانونی‎اش زوم شده است، بیشترین ضریب اف f/3.5 را دارد.

این عدد هر چه به داخل بیشتر زوم کنید، تغییر می‎کند. بنابراین بیشترین ضریب اف در بیشترین مقدار طول کانونی تنها f/6.3 ممکن است باشد.

پرایم لنزها معمولا یک حداکثر گشادی دریچه دیافراگم بازتر دارند. به همین دلیل است که اغلب اوقات آن‎ها محبوب عکاس‎هایی هستند که دوست دارند تصاویری با عمق میدان محدود‎تر بگیرند.

لنزهای محبوب 50 میلی‎متر تنظیمات ضریب اف f/1.8، f/1.4 یا حتی بازتر دارند.

 

چطور می‎توانید در حین ترکیب‎بندی یک عکس عمق میدان را ببینید؟

دوربین‎های دارای نمایاب‎های دیجیتال یا نمایشگرها عمق میدان را در تصویر نشان خواهند داد. به علت اندازه کوچک، دیدن واضح می‎تواند سخت باشد مگر این که به داخل زوم کنید.

دوربین‎هایی مانند دوربین‎های DSLR با نمایاب‎های چشمی به شما اجازه دیدن تاثیر عمق میدان را نخواهند داد مگر این که از دکمه پیش نمایش DOF استفاده کنید.

علت این است که گشادگی دریچه دیافراگم خودکار در بازترین مقدار ممکن آن قرار داده می‎شود. عمق میدان زمانی که دکمه شاتر را فشار می‎دهید براساس ضریب افی که انتخاب کردید تنظیم می‎شود.

اگر امکان تغییر ضریب اف در حین ترکیب‎بندی وجود داشت، در مقادیر کمتر آن، تصویر در نمایاب شما تاریک ظاهر خواهد شد. می‎توانید زمانی که از پیش نمایش DOF استفاده می‎کنید چنین چیزی را ببینید.

کنترل عکق میدان

 

مدیریت عالی عمق میدان تصاویرتان

ایجاد تعادل بین تمامی این متغیرها می‎تواند دشوار به نظر برسد. ولی مهم است بدانید هر کدام از آن‎ها چه تاثیری روی عمق میدان می‎گذارد تا بتوانید به خوبی آن را در تصاویر خود مدیریت کنید.

برای این که یاد بگیرید چطور هر کدام از متغیرهای روی DOF تاثیر می‎گذارند، سعی کنید در چند تصویر آن‎ها را تغییر دهید و تست کنید. هدف نباید ثبت تصاویر عالی باشد، بلکه باید درک کنید چطور هر کدام روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می‎گذارد. برای این تمرین خوب خواهد بود دوربین خود را روی یک سه‎پایه یا سطح صاف قرار دهید.

چند شیء در جلوی قاب تصویر خود در فواصل متفاوت با دوربین خود قرار دهید. گشادگی دریچه دیافراگم خود را به بازترین مقدار آن یعنی کم‎ترین ضریب اف (به عنوان مثال f/1.4) قرار دهید. نزدیک به اولین شیء شوید تا بتوانید ببینید لنز دوربین‎تان روی آن فوکوس خواهد کرد.

عکسی از آن بگیرید، سپس روی شیء دورتر از دوربین فوکوس کنید و عکس دیگری بگیرید. این کار را با آن‎هایی که دورتر هستند تکرار کنید.

عکاسی با کنترل عمق میدان

 

حالا همین کار را با قرار دادن تنظیمات گشادگی دریچه دیافراگم در مقدار متوسط و سپس محدودترین تکرار کنید. همچنین با طول‎های کانونی متفاوت این کار را انجام دهید.

سپس برگردید و به همین طریق یک سری تصویر دیگر بگیرید. این کار را همانطور که از سوژه خود دور می‎شوید تکرار کنید.

در کامپیوتر خود تصاویر را با یکدیگر مقایسه کرده و به تفاوت عمق میدان بین آن‎ها توجه کنید. به داده‎های EXIF دقت کنید تا بتوانید ببینید تنظیمات زوم و گشادگی دریچه دیافراگم شما چه چیزی بوده است.

انجام این تمرین به شما کمک خواهد کرد نحوه کنترل عمق میدان را یاد بگیرید. امیدواریم مجموعه مقالات آموزش عکاسی استودیو نماد مورد کاربرد شما عزیزان باشد.

5/5 - (2 امتیاز)